به نظرم کل بشریت یا در مقیاس کوچیکتر روابط بین آدمها، کشورها حکومت ها و هر آنچه که بهش فکر کنی توی یه کلمه خلاصه میشه، نیاز
نیاز به امنیت
نیاز به قدرت
نیاز به آب و غذا
نیاز به محبت و آرامش
نیاز به دیده شدن
و .....
حتی پول یه ابزار هست برای برآوردن این نیازها
اینو باید مینوشتم
توی دلسوزی هیچکسی اندازه مادرم نبود
توی پشت و پناه بودن هیچکسی اندازه پدرم نبود
توی امید به ادامه زندگی هیچکس اندازه همسر و پسرم نبود.
حق و باطل مثل روز و شب قابل تشخیص هست منتها ابر شکل گرفته ی تعصبات از روی جهالت حماقت لجاجت و .... جلوی نور خورشید رو گرفته و تشخیص این دو رو براشون سخت کرده.
یه اسباب بازی برای پسرم جایی دیده بود خوشش اومده بود میخواستم بگیرم پولم کم بود، بهش گفتم بابا اون رنگش رو نداشت گفت بعدا میاره برات میگیرم، احساس عذاب وجدان دارم الان.