جهیزیه متوسط تقریبا پنج میلیارد هزینه میبره و تهیه اش وظیفه ی پدر دختر نیست.
جهیزیه رو تو خونه ای میبرن که همون اول نصفش به اسم زن شده باشه پس اگه اقا خونه نداشته باشه جهیزیه هم لازم نداره! به جای خرید یه مشت ات و اشغال، پول روی هم بذارید و خونه بخرید! حتی یه خونه ی سی چهل متری!
خواهرم داره ازدواج میکنه. پدرمون در اومده برای خرید جهیزیه. سنش هم بالاست اگر بچه میخواد باید زود اقدام کنه. یعنی جهیزیه تموم نشده بابام باید بره دنبال خرید سیسمونی
@narges_gh0983 این چیزی که شما میگی مال زمان دایناسورا بود که پسر خرج کل عروسی رو میداد! البته بعضی شهرای جنوبی هنوز این مدل ان ولی کم !
یه خبر بد برات دارم، شوهرت قرار نیست برات تخم دو زرده بذاره پس زیادی خایمالی مردارو نکن چون قوانین و فرهنگ این کشور به اندازه کافی هواشونو داره!
@narges_gh0983 پول عروسی رو مگه همشو پسر میده؟ اونم که باز دختر باید سهمشو بده! پدر دختر اصلا وظیفه نداره ضروریات زندگی پسر مردمو جور کنه! مگه پدر پسر انقد هزینه میکنه که پدر دختر بکنه؟
@sinsinmimmim ببین حرفتو کامل درک می کنم چون خودمم ادم مناسبمو هیچ وقت ندیدم ولی خب چه میشه کرد!
من دارم کم کم رو خودم کار می کنم که احتمالا قراره تنها بمونم.
دخترا هر وقت پدر پسر معادل هزینه ی جهیزیه، برای شما هزینه کرد بعد حق دارید از پدرتون توقع داشته باشید که برای رفاه شوهر شما این میزان هزینه کنه!
اگه خودتون دارید جهیزیه بخرید ولی پدر شما مسئول تهیه ی چیزی که قانون وظیفه ی همسرتون میدونه نیست!
خانمای قشنگ
همسر شما، پسر،برادر ادمای دیگه ای هم هست!
محبت به همسرتون در تعارض با منافع شما و ارتباطتتون نیست! مگه والدین شما یا خواهر و برادراتون به شما محبت می کنن میخوان لج شوهرتونو در بیارن؟ دوست دارید هر سری دیدنش تف کنن تو صورتش؟
با این حجم حساسیت عذاب میدید خودتونو
نمیدونم من حساس شدم یا طبیعیه
ولی تو جمع خانواده و اقوام همسرم مادر همسرم و خواهر همسرم به صورتی رفتار میکنند که نشون بدن از من بیشتر بهش توجه میکنند … یعنی جوری رفتار میکنند که انگار همسرم یه پسر بچه دوساله هستش …
این آش رو بدین به فلانی
این غذا رو بدین به فلانی
هووووف
وقتی گفتیم مردی که شما رو ساعت نُه شب میبره دیت و نمیپرسه گرسنه نیستی و یه آبزیپو میذاره جلوتون، بندازید تو سطل آشغال، فکر کردند گشنهگدا و نخوردهی یه بشقاب پاستای ۷۰۰-۸۰۰ تومنیایم.
فهمشون نمیرسید که ما دو پله جلوتر، اونی رو داریم میبینیم که بخاطر یه دونه انبه/