همین که میگن هوای تهران پاکه و بارون میاد یادم اومد یه روزایی آرزومون بود بارون بزنه بریم جاده چالوس یه دو نخ سیگار بکشیم، هایده گوش بدیم و کندوان آش بخوریم برگردیم؛
دلمون خوش بودا؛
هر روز دارم به اون روزی فکر میکنم که این روزا خاطره بشه؛
وقتی تمام زندگیمو مرور میکنم میبینم از اول فقط موانعُ کنار زدم تا زنده بمونم
تا اونی که بهم تحمیل شده نپذیرم. مسیر جدیدی پیدا کنم برای
یک زندگی معمولیِ
یک آدمِ معمولی
در یک کشورِ آزادِ ��عمولی؛
تهران دیگر زیبا نیست.
ما ��و تنها ول نکنید با این وحشیا.
شما اینها رو وحشی تر کردید، پس ما رو باهاشون ول نکنید. شما کاری کردید که اینها هزاران نیروی همفکر خودشون رو مسلح کنن و در خیابان مستقر کنند، پس ما رو باهاشون تنها نذارید.
ساعت 4 صبح با صدای مارش پیروزی از یک وانت مزدا که پشتش پر بلندگو بود از خواب بیدار شدم. پشتش هم ده ها موتورسوار اسلحه به دست که حیدر حیدر میکردند. می گفتند ما شرایطمان را به آمریکای ��هانخوار تحمیل کردیم. ساعت 4 صبح، باورتان می شود؟ یعنی اصلا برایشان مهم نیست که آیا ساعت 4 صبح وقت خواب است و کسی در خانه خوابیده است؟ زندگی ما افتاده دست یک عده انسان وحشی که اصلا زندگی مردم برایشان اهمیتی ندارد. قومی از عصر حجر آمده که همین دو ماه پیش، بیش از 45هزار نفر را کشتند. هزاران بچه همفکر خودشان را هم مسلح کرده اند و خیابانها را در تهران گرفته اند.
تهران دیشب تقریبا تخلیه شد و این وحشی ها تهران را اشغال کرده اند. حالا دیگر خبری از آن تهران زیبا نیست.
بی برقی را میشد تحمل کرد، اما این وحشی ها را نه.
ما را با این وحشی ها تنها نگذارید.
@netanyahu
@realDonaldTrump
#جاویدشاه
این نه به جنگیها همونایی هستن که همیشه کاور زشت روی مبل خونه میکشن از ترس خراب نشدنشون؛
نه میذارن کسی از مبلها استفاده کنه و نه زیبایی خونه براشون مهمه؛
فقط به فکر حفظ کردن یه چیزی هستن و دست آخر هم که یه خطی روی مبل بیفته تازه کاورها رو بر میدارن و عوضش هم نمیکنن تا آخر عمرشون
حماقت “نه به جنگی��ها” میدونین چیه؟
به جای فشار به تسلیم شدن جمهوری اسلامی، غر غر و فحشش رو به اونایی میدن که از دخالت نظامی خارجی حمایت میکنن؛
آخه دیوث مگه ما پشت جنگنده نشستیم داریم بمب میزنیم؟
مشکل شما اینه خودتونم بلاتکلیف هستین و دنبال لقمهی آماده میگردین؛
«به راهتان ادامه دهید. برای این رژیم در حال فروپاشی طناب نجات نیندازید. راه را برای مردم ایران هموار کنید تا کار را تمام کنند.»
شاهزاده رضا پهلوی
کنفرانس سیپک ۲۰۲۶، تگزاس
صادقانه که بخوام به قضیه نگاه کنم اون دسته از اطرافیانم که «نه به جنگ» هستن همشون متعلق به بخشی از جامعه ایران بودن که واقعا جنگ براشون از ادامه جمهوری اسلامی بدتره
نه لزوما چون وصل به نظام هستن، صرفا جزو قشری بودن که خانوادشون استاندارد زندگی خوبی ��تی تو سالای آخر جمهوری اسلامی داشته و یجورایی جمهوری اسلامی «براشون کار میکرده». اینقدری از بطن جامعه دور بودن که خیلی درکی که ندارن زندگی واسه اکثر مردم چقدر تحملناپذیر بوده. (منظورم فقط پول نیست، صرف «پایتختنشین» بودن خودش یک مرحله آدما رو از واقعیت دورتر کرده و «بالاشهر»نشین بودن یک مرحله بیشتر)
ولی از اونور چون جنگ ذاتا آسیب برابرتری رو برای همه ایجاد کرده، شرایط جنگی واقعا به استاندارد زندگیشون آسیب بیشتری میزنه و درد ملموستری هست براشون تا ادامه نظام حاکم.
اینهم که بعد قطعی اینترنت فضای مجازی بیشتر به سمت ضد جنگ کشیده شده برای اینه که ذاتا درصد این گروه توی قشر خارجنشین بیشتر از داخل ایرانه چون واضحا اپلای و مهاجرت… پروسهای هست که privilege خیلی بهش کمک میکنه.
با وجود درک این حقیقت، چیزی که این وسط منو ناراحت میکنه «نداشتن احساس همدردی» آدماست. اینکه کسی ورای حباب خانواده و دوستاش رو نبینه آدم رو ازشون نه تنها ناامید میکنه، بلکه در یک سطحی میترسونه.
هر فلاکتی در ایران معاصر مثل:
خرابی زیرساختها، مکانهای تاریخی
کشته شدن آدمها و حیوانات
بی خانمان شدن دهها هزار نفر
از بین رفتن درآمد ملت
ووو
مس��ولش فقط و فقط رژیم جمهوری اسلامی هست و بس؛
اینو روزی ده ��زار بار با خودت تکرار کن تا با هر چیزی که دیدی بغض نکنی بگی نه به جنگ؛
#جنگ
من نمیدونم چرا همه گیر دادن به قالیباف که رفته مذاکره و هیچکس به این روباه بنفش اشاره نمیکنه؛
اصلا اصلاحاتچیها رو چرا هیچ کس جدی نمیگیره و نمیدونه اینا از صد تا قالیباف خطرناکتر هستن!
اینم در نظر بگیرین که برای ترامپ آخوند یعنی آیتالله و بهش اشاره کرده؛
از من گفتن،خود دانید؛