لطفا ميدياي 21 Adar را دنبال كنيد.
درباره 21 Adar:
درباره ما
۲۱ آدار در سنت تقویمی ساکنان حوزه میانرودان با آغاز بهار و نوروز همزمان است. این زمان در بسیاری از فرهنگهای منطقه، نشانه نوزایی طبیعت، آغاز دوباره و امکان نگریستن به جهان از چشماندازی تازه است.
نام ۲۱ آدار نیز از همین معنا الهام گرفته است. این نام برای ما نشانه آغاز، نوزایی و دوباره دیدن جهان است. باور داریم که فهم واقعیتهای سیاسی و اجتماعی نیز به چنین لحظهای برای مکث، فاصله گرفتن از هیاهوی روایتهای مسلط و بازاندیشی در آنچه بدیهی به نظر میرسد، نیاز دارد.
در ۲۱ آدار، جهان پیرامون انسان پدیدهای ساده و تکساحتی دیده نمیشود. این جهان واقعیتی پیچیده، چندلایه و پیوسته در حال دگرگونی است. سیاست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ از یکدیگر جدا نیستند، و این حوزهها در شبکهای درهمتنیده از قدرت، منافع و تعارضها به هم پیوند خوردهاند. از همین رو، تلاش ما بر این است که رویدادهای روز را در بستر تاریخی و اجتماعی آنها ببینیم و روایت کنیم.
۲۱ آدار رسانهای برای پرسشگری مسئولانه است. نه بازتابدهنده روایتهای رسمی است و نه خود را در چارچوبهای ایدئولوژیک محدود میکند. آنچه برای ما اهمیت دارد، روشن کردن خود مسئله است. اینکه چه نیروهایی در میدان حضور دارند، چه منافعی تضادها را شکل میدهد، چه کسانی هزینه میپردازند و چه امکانهایی برای تصور افقهای دیگر وجود دارد.
۲۱ آدار به دموکراسی، آزادی بیان و کرامت انسانی باور دارد. ما بر این باوریم که جامعهای که امکان نقد و گفتوگو را محدود کند، دیر یا زود در چرخه بحران و خشونت گرفتار میشود. از همین رو، میکوشیم فضایی برای گفتوگویی مدنی و مبتنی بر استدلال فراهم کنیم تا در آن دیدگاههای متفاوت بتوانند بدون برچسبزنی و نفرتپراکنی با یکدیگر روبهرو شوند.
۲۱ آدار به جای تولید قطعیتهای شتابزده رسانهای، بر روشن کردن گرهگاههای پیچیدگی تأکید دارد. هدف این است که مخاطب از مصرفکننده صرف خبر فراتر برود و به مشارکتکنندهای فعال در فهم واقعیت بدل شود.
برای گردانندگان ۲۱ آدار، روایت واقعیت فقط گزارش آنچه رخ میدهد نیست. این روایت تلاشی است برای فهم چرایی رخدادها، چگونگی شکلگیری آنها و آیندههایی که ممکن یا ناممکن میشوند.
فیلم «پیرپسر» در نگاه نخست روایتی خانوادگی از فروپاشی رابطه میان پدری فرسوده و دو پسر سرگشته است، اما در خوانشی سیاسی میتوان آن را تمثیلی از نظمی دانست که با مرگ پدر در خلأ اقتدار گرفتار شده است. این فیلم امکان تأملی استعاری درباره آینده نظمی را فراهم میکند که باید با واقعیت «پس از پدر» روبهرو شود.
در ظاهر، روایت پدری فرسوده، دو پسری که میان نفرت و درماندگی گرفتارند، و خانهای که آرامآرام فرو میپاشد. اما در لایههای عمیقتر، این روایت چیزی بیش از یک درام خانوادگی است؛ تمثیلی از نظمی پدرسالار که نه توان بازتولید اقتدار دارد و نه راهی برای آینده میشناسد.
مرگ پدر نه پایان یک بحران، بلکه آغاز بحرانی عمیقتر است؛ بحران قدرت در ساختاری که هیچگاه برای «پس از پدر» آماده نشده بود. در برخی نظریهها، پدر جایگاهی نمادین در نظم معناست و اگر این جایگاه حذف شود، بدون آنکه جانشینی برای آن شکل بگیرد، نتیجه نه تولد نظم تازه، بلکه خلأ است. خلأیی که در آن، اقتدار نه بازسازی میشود و نه جایگزینی برای آن شکل میگیرد.
در چنین وضعیتی، «خانه» معنایی تازه پیدا میکند. جایی که زمانی مأمن بوده، اکنون به فضایی مسموم تبدیل شده است؛ دیوارها هنوز ایستادهاند، اما از درون پوسیدهاند. ساختاری که ظاهر خود را حفظ کرده، اما درون آن دچار فرسودگی و فروپاشی شده است.
دو پسر، دو واکنش ممکن را نمایندگی میکنند: یکی به نابودی پدر میاندیشد و دیگری تنها به بقا. اما پس از مرگ پدر، هیچکدام وارث واقعی نیستند؛ نه توان ساختن خانهای تازه دارند و نه میتوانند این خانه را دوباره زنده کنند. آنها در وضعیتی معلق میان گذشته و آینده باقی ماندهاند.
در نتیجه، مسئله دیگر صرفاً جانشینی نیست. مسئله این است که آیا اصلاً چیزی برای جانشینی باقی مانده است یا نه. نظمی که فرسوده شده، آیا میتواند خود را بازسازی کند یا تنها در قالبی تهی ادامه مییابد؟
در پایان، خانه همچنان ایستاده است، اما دیگر خانه نیست؛ فضایی آغشته به خشونت، فرسودگی و سکوتی سنگین. وضعیتی که در آن، نه بازگشتی به گذشته ممکن است و نه چشماندازی روشن برای آینده شکل گرفته است.
مطالعه کامل این یادداشت در سایت
https://t.co/y9l2d0PMZE
هر پروژه سیاسی را باید از روی نقشه توزیع قدرتش خواند. «کتابچه مرحله اضطراری» از همان متنهایی است که پشت واژهها را کنار میزند و نشان میدهد قدرت از کجا آغاز میشود و در دست چه کسی جمع میشود. آنچه در اینجا دیده میشود، الگویی است که در آن یک محور مرکزی در مقام هدایت سامانه گذار میایستد و نهادهای اصلی، ساختار تصمیمگیری و فرماندهی کلان در پیرامون او شکل میگیرند.
در متن از همهپرسی، مجلس مؤسسان، تدوین قانون اساسی و انتخابات سخن گفته میشود، اما مسئله تعیینکننده جای دیگری است: محل استقرار قدرت در دوره گذار. جایی که سامانه گذار زیر نظر «رهبر خیزش ملی» تعریف میشود و همین، نقطه آغاز را از جامعه به رأس منتقل میکند. در چنین چیدمانی، نهادها از دل اراده عمومی شکل نمیگیرند، بلکه در پیرامون یک مرکز قدرت سازمان مییابند.
هرچه متن جلوتر میرود، تمرکز قدرت آشکارتر میشود. نصب و عزل دولت گذار و دیوان گذار از بالا انجام میشود و مهستان در جایگاه مشورت قرار میگیرد. نهادی که باید محل تجلی تکثر و مهار قدرت باشد، در این الگو به بخشی از سازوکار فرماندهی نزدیک میشود. حتی در حوزه نظامی نیز همین منطق ادامه دارد و فرماندهی کل نیروها در همان نقطه متمرکز میماند.
در این میان، رأی مردم به نقطه آغاز تعلق ندارد، بلکه به انتهای مسیر منتقل میشود. ابتدا مرکز قدرت تثبیت میشود، نهادهای کلیدی شکل میگیرند و سپس از مشارکت عمومی سخن گفته میشود. این جابهجایی نشان میدهد که نقش مردم در لحظه تأسیس، نقش تعیینکننده نیست، بلکه به مرحلهای پسینی موکول شده است.
در سیاست، معماری قدرت گویاتر از واژههاست. زبانی که از آزادی و دموکراسی سخن میگوید، وقتی با چنین چیدمانی از قدرت همراه میشود، معنایی متفاوت پیدا میکند. آنچه از این متن بیرون میآید، طرحی است که قدرت را از بالا آغاز میکند، در یک هسته متمرکز نگه میدارد و سپس به جامعه وعده مشارکت میدهد.
مطالعه کامل این یادداشت در سایت
https://t.co/daA4kyVy7z
#21آدار #21adar
انفجار در مسیر کاروان خودروهای نظامی در ایست و بازرسی بافت بلوچ ایرانشهر
گزارش های رسیده به شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان حاکی است، ساعت ۲:۳۵ دقیقه بامداد امروز، در مسیر حرکت کاروان خودروهای نظامی در ایست و بازرسی بافت بلوچ ایرانشهر انفجاری رخ داده است.
بر اساس اعلام منابع شبکه اسناد، یکی از خودروهای نظامی منهدم شده و سایر خودروها نیز دچار آسیب شدهاند. منابع همچنین از شنیده شدن دستکم دو صدای انفجار در این منطقه خبر دادهاند. تاکنون اطلاعاتی از شمار کشتهها یا مجروحان احتمالی در دسترس نیست.
مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی در سیستان و بلوچستان تاکنون نسبت به هدف قرار گرفتن این کاروان اظهار نظر نکردهاند.
لازم به ذکر است که روز جمعه ۱۵ اسفند ماه ۱۴۰۴ نیز افراد مسلح با یک دستگاه خودروی پژو ۴۰۵ در ایست و بازرسی سرباز ایرانشهر به سمت نیروهای نظامی تیراندازی کرده بودند که منجر به کشته و مجروح شدن شماری از نیروهای نظامی شد.
استعمارزدایی، جایگزینیِ یک نظم با نظمی دیگر نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن انسانیت کسانی است که دههها در استعمار داخلی نادیده گرفته شدند. از الاحواز ، تا لرستانات كردستان و بلوچستان آذربایجان، راه رهایی از مسیرِ درهمشکستن نگاه استعمارگر مرکز میگذرد.
#پایان_مرکزگرایی
بُرهان گیانم، از آن روزهای خونبار #شش_سال_گذشت و هنوز زخمهای توست که عمق وجودم را میخراشند، زخمهای توست که نَفَسم را میگیرند و گلویم را میفشارند،
زخمهای تو،
که زخمهایم شدند...
#عدالت_انتقالی#برهان_منصورنیا
#BorhanMansournia ein junger Kurde und Bruder meines guten Freundes @Soranmansournia wurde während dem blutigen November 2019 angeschossen und starb wenig später im Krankenhaus. Er ist einer von 1.500 Gesichtern. Wir verzeihen nicht.
#عدالت_انتقالی#برهان_منصورنیا
آبان۹۸ نقطهای بود که دادخواهی در جامعه نهادینه شد و تبدیل به هویت سیاسی شد، ایستادگی آغاز شکلگیری حافظه جمعی شد، حافظهای که دیگر سنگینی رنج نیست بلکه مسیری برای تغییر و محاکمه جنایتکاران و تحقق عدالت است.
#شش_سال_گذشت#عدالت_انتقالی
#شش_سال_گذشت
و هنوز پرسشهای بیپاسخ درباره سرنوشت آن جانهای زیبایی که در پسِ درهای بسته و به دور از چشم جهان قربانی شدند، پابرجاست. این پرونده در حافظهٔ جمعی ما نه بخشودنی است و نه قابل فراموشی؛ پیگیری حقیقت، پیشفرض هر مسیر بهسوی #عدالت_انتقالی است.