بعضیها به نخوتِ خودبسندگی که میرسند، یوسف را از یاد میبرند؛ خیال میکنن�� مصر بیاو هم آباد میماند. غافل از آنکه قحطی، از همان روزی آغاز میشود که قدرِ او را نمیدانند!
چه شكلي ميشه از خدا دور شد وقتي هممون در واقع جزیی از خودشيم؟!
شاید فقط حواسپرتیهامون،
دارن کمکم به فراموشی تبديل میشن…
"وفي نفسِ الأمرِ ليسَ للبعدِ من اللهِ سبيل"
اصلاً برای دور شدن از خدا، راهی نیست !
@sayeh_mohseni اگر از کامنت این برداشت شد، یقینا نظر من اینگونه نیست و صرفا انعکاس و نقل مضمون سخن بزرگان در آن توییت میباشد و بفرمایش حضرت مولانا؛
کارِ پاکان را قیاس از خود مگیر
گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر
@sayeh_mohseni شما و سایر افراد، آزاد هستید از سخن من برداشت شخصی کنید حتی به غلط.
اما آنچه مسلم هست با دایره لغات و بازی در کلمات، قلب آدمی از واژه ها شیرین نمیشود.
قطعا نظر حضرت مولانا محرز و مشخص است و اصولا عارف در تجرد ، هیچگونه قوه توهم ندارد فلذا به حقیقت کل پیوسته و دائم خیالش واقع است
@sayeh_mohseni شما براساس اصول فلسفه بیان کردید و از این نگاه درست است، اما در منظر عرفان به سخن حضرت مولانا رضوان الله علیه اشاره دارد که؛
هرآنچه در خیال بگنجد واقع است
«البته این مباحث علمی و نظری است نه توییت،
لذا؛ حلوای تن تنانی، تانخوری ندانی!»
آدمی همچون نی، با هر نفس، نغمهای تازه دارد؛
هر دم از گذشته میمیرد تا به خویشتنی دیگر زاده شود.
راز این سیر، استحالهی «من از من» است؛
تا آنگاه که دیوار میانِ «من» و «کل» فروبریزد،
و جز «او» چیزی برای «من» باقی نماند.
هر انسانی در خلوت خویش، بار رنجی نامکشو�� را بر دوش میکشد.
زندگی توالی ضرباتی ست که بر قلب زخم مینشانند؛ و رسالت انسان، درست از همینجا آغاز میشود:
تاب آوری در برابر ابتلا و تداوم بودن.