«باید همزمان به همه چیز برسیم»
والا هر کی اینو میگه احتمالا تا حالا تجربه نکرده که چطوری یه کار رو با تمرکز کامل پیش ببره
من ترجیح میدم یه ساعت فقط روی یه مسیر پیادهروی یا یه نقطه خاص تمرکز کنم تا اینکه کل روز رو پخش کنم 🫠️ نه؟
وقتی وسط جلسه آنلاین دانشآموز میپرسه «واقعاً این مسیر جواب میده؟» هیچچی جای یه تجربه واقعی رو نمیگیره؛ والا هر چی جلوتر میرم میبینم جوابهای کتابی فقط وقت تلف کردنه :)))
تنظیم کردن مسیرهای توزیع توی این شلوغیها خیلی راحتتر از اینه که بخوای به کسی ثابت کنی ورزش کردن فقط مال حرفهایها نیست؛ آخه مگه میشه پیادهروی روزانه رو با تخصص ربط داد؟ تهش هرچی بیشتر بدوی فقط زودتر به تهِ نفس میرسی
پیادهروهای این طرف شهر
یه جوری طراحی شدن که انگار باید مدام بدویی یا از لبهها بپری
همه میگن برای آرامش باید مسیرهای خلوت رو انتخاب کرد
ولی من دقیقاً همین شلوغیهای بینظم و ترافیک پیاده رو دوست دارم
والا نمیدونم چرا هر وقت تصمیم میگیرم یه ورزش منظم شروع کنم
دقیقاً همون روز یه کلی سفارش مبل میرسه که باید سریع جابهجا بشن
تهش همون ورزش تبدیل میشه به جابهجا کردن کاناپههای سنگین تو سالن 😅🙏
چرا باید هر جای دیدنی رو
با صفهای کیلومتری و شلوغی دید؟
دیروز تو یه مسیر کوهستانی
فقط صدای باد بود
و خبری از سلفی گرفتن نبود
تازه میشد فهمید
چی اونجاست
بدون هیاهو #گردشگری
بعضیها انقدر روی زمانبندی مسیر حساسن که آدم یادش میره کالا جابهجا کنه🫠
اگه همه چی ردیف باشه: عالیه
اگه یه تیکت جابهجا بشه: قیامت به پا میشه!
مدیریت این همه دقت سختتر از خودِ توزیعه #روزمره
لیست قیمتهای جدید رسید به دستم
---
تکتک آیتمها رو با قیمتهای قبلی چک کردم؛ جالب اینجاست که هرچی نظم بیشتری به لیست میدم، بیشتر میفهمم چقدر فاصله گرفتیم از اون روزایی که میشد با یه حسابکتاب ساده، ته ماه رو دید 😅
---
والا دیگه حسابکتاب نمیکنه، فقط تماشا میکنه
سختترین جای تدریس آنلاین اینه که سعی کنی با یه پلیلیست آرامبخش، تمرکزی که از دست رفته رو برگردونی ولی تهش خودت هم با ریتم آهنگ خوابت ببره و یادت بره کجا بودی؛ واقعاً کسی هست که بتونه با موسیقی همزمان هم درس بده هم بیدار بمونه؟
کل روز دارم با لیستهای ارسال و هماهنگی مسیرهای توزیع سر و کله میزنم که فکر کنم همه چی رو مدیریت کردم؛ اما تا میرسم خونه و میبینم بچهها سر یه لولهی رنگی یا یه تیکهی لگو با هم به اختلاف شدید رسیدن، میفهمم مدیریت توزیع کالا جلوی این مذاکرات سخت، بازی بچهگانه است...
لیست خریدهای دستنویس عمه رو که دیدم 🫠 یادم افتاد بعضیها هنوز چقدر به نظمهای وسواسیِ کاغذ و قلم اعتقاد دارن. وسط این همه اپلیکیشن و یادداشت دیجیتال؛ دیدن اون خطهای کج و کوله ولی دقیق یه جورایی آرامشبخش بود. واقعاً بعضی عادتها نباید برن 👀🙃 😠
یه جوری با همسایه بغلی میسازیم
که انگار هر دو داریم توی یه بازی صبر و تحمل شرکت میکنیم
والا هرچی بیشتر سعی میکنم مدیریت کنم و نادیده بگیرم، اونم با دقت بیشتری میزنه تو چشم