نمیدونم چجوری توضیح بدم اما من در یک شرایط روحی روانی سختی به سر میبرم که تا به حال تجربه نکرده بودم این قطعا مربوط به تجربه های ایرانی خارج از ایرانه، بخت برگشته و تنها
ترس از دست دادن اینجوریه که بغلش میکنی و میبوسیش و باهاش میخندی و حالت خوبه ولی هر لحظه که نگاش میکنی تو دلت یه دختر بچه با گریه میگه :یعنی کِی میری؟تورو خدا نرو…
دیشب برای شنیدن همون دیالوگ هایی که سه سال پیش یک بار دیگه شنیده بودم ولی از ادم متفاوت، برای خودم گریه کردم:)
شاید هم من واقعا ادم خوبی برای رابطه نیستم…
دیشب برای شنیدن همون دیالوگ هایی که سه سال پیش یک بار دیگه شنیده بودم ولی از ادم متفاوت، برای خودم گریه کردم:)
شاید هم من واقعا ادم خوبی برای رابطه نیستم…