زنی تو ایستاده جلوی پسری که نمیشناسه و لگد میخوره و نمیذاره ببرنش.
پسرا جلوی تیر میایستن تو تا ی دختر نجات پیدا کنه ولی همه کشته میشن.
پدری که وسط اون همه جنازه دنبال سپهرش میگرده ولی تا به یه زن میرسه انگار درد خودش یادش میره و میگه:« آخی! این زنه!».
مادری که جلوی پسرا و دخترا میایسته تا بهشون شلیک نکنن ولی خودش به رگبار بسته میشه.
پسری که میدونه چی در انتظارشه ولی درو باز میکنه و تا جایی که میتونه آدما رو توی ساختمون راه میده و خودش یه تنه میایسته پشت در که نذاره خونخوارا بیان تو ولی اولین نفر گیر میفته.
پدری که میره سراغ جنازهی بچهش ولی وقتی میفهمه یکی از بچههای اونجا زندهست بیخیال جنازهی بچهی خودش میشه و اونو میبره بیرون.
مردی که پسری زخمی رو به خونه میبره و وقتی پسر تموم میکنه جنازهشو نگه میداره تا دست این حرومزادهها نیفته.
پسری که وسط دود و آتیش دوست زخمیشو کول کرده و داره فرار میکنه.
من نمیدونم خوابم یا بیدار. نمیدونم این چیزایی که میبینم و میشنوم و میخونم زندگی ماست یا دارم تو یه مرحله از یه بازی با بالاترین سطح از خشونت دست و پا میزنم.
نمیدونم دارم چیکار میکنم و باید چیکار کنم، فقط میدونم باید اینا رو برای خودم و با دست خودم بنویسم.
#IranianRevolution2026
پدرا دارن پیج اینستاگرام درست میکنن و بیصدا عکس و فیلم بچههای پرپرشونو آپلود میکنن. این غصهها، این غصهها سنگ رو آب میکنه بیشرفا شما جچور جونورایی هستید آخه.
#IranMassacre
ولی بابایی که بچشوبین اونهمه جنازه پیدا کرده
اون بابایی که بچشو توباغچه اش خاک کرده
اون بابایی که پول نداشته جنازه بچشو ازتون بخره و دفن کنه
اون مامانی که سرجنازه ی بچه اشو بغل کرده
اون مامانی که گفت نمیخوام این حور و پری رو تو قبرببینم
همینانمیذارن تودیگه حکومت کنی،حالاببین!
ایرانی بودن خیلی خنده داره
درس میخونی وسطش یهو کتابو میبندی میذاری یه گوشه
تو راه باشگاه احساس میکنی احمق ترین موجود جهانی
بارون میاد خوشحال میشی یهو لبخندت رو صورتت خشک میشه و با خودت میگی من دلم به چیا خوشه
اصلا هر مدل تلاش کردن، احساس کردن و وجود داشتن خیلی بیهوده به نظر میاد.