چه قدر از ادا بدم میاد. کاش با خیال راحت نفرت بورزید ، افسرده باشید، دشمن باشید ولی ادای مهربونی و خوشحالی و دوستی در نیارید.
یا حداقل منو درگیرش نکنید.
به چیزایی تو تیک تاک وایرال میشه که من امیدم رو میذارم رو اینکه مزه مواد غذایی تو امریکا متفاوته.
اون سالاد سلمون و خیار رو من ریختم تو کیسه آشغال در کیسه رو سفت بستم از خونه خارجش کردم که بوش بهم نخوره.
فلفل رنگی و قارچ رو بدون روغن تفت بدید بذارید خنک بشه. تن ماهی، قارچ، فلفل رنگی، شوید، پیازچه، جعفری، ادویه و ماست بهش بزنید. کربوهیدرات خواستید به عنوان سالاد پاستا هم خوب میشه.
هم سنگینی تن ماهی به خاطر قارچ میره، هم بوی لاشه ماهی نمیده.
چند ماه پیش یکی از ۵ برانچ برتر زندگیم رو تو پروژه د خوردم.
به امید همون دوباره رفتیم و بدترن تجربه یک سال اخیرم رقم خورد. قهوه بد، صبحانه بد، شیرینی خیلی بدمزه. حیف از پول و وقت
آرد گندم خراسان شگفت انگیز و اعتیاد آوره.
تو نون تست می کردم و هر روز درصدش رو میبردم بالاتر که سهم بیشتری از این عطر و بوی ۵۰۰۰ ساله داشته باشم.
الان هم تو هر شیرینی ای که تست میزنم میریزم.
کاش تو زندگی بعدیم یه مزرعه گندم خراسان باشم. راضیم.
نون پختن شبیه هیچ کار دیگهای نیست
این لوف رو میبینی؟ من تاحالا چند هزارتا لوف خمیر ترش پختم. همه هم یه شکل، ولی این با چند هزارتای قبلی فرق میکنه.
چون چند درصد آردهاش جا به جا شده، چون چند ساعت تخمیرش کم و زیاد شده، چون خمیرترشش یه شخصیت دیگهای داره.
هیچی مثل نون نمیشه.
گربه کوچه بغلی بچهی ضعیفش رو آورده تو حیاط ما قایم کرده. خودش میشینه رو دیوار و از پنجره تو خونه رو نگاه میکنه. نگاه هم نه، زل میزنه تو چشمای آدم. هر جای خونه سرت برگردونی میبینی زل زده تو چشمات. انقدر نگاهش سنگینه که پردهها رو کشیدم و در اتاقم رو بستم و حسش میکنم.
گفت یخچال Ai داره. از دور صداش کنی جوابت رو میده. بهش میگی درت رو باز کن و اونم میگه باشه و در رو باز میکنه.
خب بعدش چی؟ در باز یخچال بدون حضور انسان چه فایدهای داره؟
فقط مهمون میاد بهش ویژگی یخچالمون رو نشون میدیم سرگرم بشیم؟