وقتی به کشورهایی مثل نروژ، سویدن و دانمارک نگاه میکنیم، میبینیم که با وجود مشترکات زبانی فراوان، امروز هر کدام زبان معیار، لهجهها و تاریخ زبانی ویژهٔ خود را دارند. اینکه فارسی، هزارگی و بسیاری از لهجههای دیگر، و حتی در برخی موارد اردو، به هم نزدیکاند، شکی نیست. اما پرسش این است که چه اشکالی دارد روی هزارگی کار علمی و فرهنگی صورت بگیرد و «فارسیِ هزارگی» بهعنوان یک گونهٔ معیار و مکتوب بیشتر توسعه یابد؟ بالاخره هزارهها یک جامعهٔ بزرگ چند ده میلیونی در افغانستان و سراسر جهان هستند و حق دارند روی حفظ و رشد هویت زبانی و فرهنگ خود کار کند. لهجهٔ هزارگی با اندکی کار و پژوهش علمی، ظرفیت آن را دارد که بهعنوان یک زبان مستقل نیز مطرح شود. هزارگی در گوشهوکنار هزارستان دارای گویشهای متنوع و شیرینی است که هر کدام ویژگیهای واژگانی، آوایی و فرهنگی خاص خود را دارند. همانگونه که بسیاری از زبانهای امروزی از دل گویشها و لهجهها رشد کرده و به زبان معیار تبدیل شدهاند، هزارگی نیز میتواند با تدوین، استانداردسازی و تولید آثار علمی و ادبی، مسیر رشد و توسعهٔ خود طی کند.
در کالج رسمی استرالیا : ( TAFE College ) به زبان هزارگی ترجمانی آموزش داده می شود!
در خوانواده زبان فارسی، دری و تاجيکی خوب است که هزارگی هم اضافه شود و دولت استرالیا این موضوع را به رسمیت شناخته و برای ترجمانی در زبان هزارگی برابر با دیگر زبان ها آموزش و دیپلوم رسمی می دهد...