من با اين جمله شهريار كه ميگه؛ آمدي جانم بقربانت ولي حالا چرا ..بسيار مخالفم ..
من به جاش ميگم ؛ديگر آن حالا چرا معنا ندارد شهريار، هرزمان او برگردد جان را فدايش ميكنم ..!
از بازگشايي اينترنت بيشتر از اينكه خوشحال بشم ناراحت شدم .. وقتي ديدم مردم از كمترين حقشون تو اين كشور محروم هستن وبراي يك گيگ اينترنت ميليونها بايد بدن درحالي كه تو بقيه كشورا اينترنت مثل اكسيژن يك حق طبيعي ميبينن، دراين صورت بازگشايي اينترنت بيشتر ناراحت كنندست تا خوشحال كننده
عجز الطبيب ع تشخيص حالتي ثم قال ربما نقص حديد وماشابهه ، قالوا اهلي ربما عين وحسد فنُصحتُ بأن التزم بقربي من الله ، ولم ينجح احدا في فهم حالتي ، اما انا فكنت اعلم ما هي مشكلتي واعرف العلاج ولكني عاجزه عن الكلام ولا استطيع البوح بما في داخلي :)
آري گريستم..
گريستم بر اين دل ويران..
گريستم بر اين سر حيران..
گريستم بر اين تن سرد بي جان..
گريستم بر حال اين عاشق نادان..
گريستم بر دلي كه نه مرهمي دارد ونه محرم ..