این داستان واقعیست:
تو ۸،۹ سالگی یه روز مامان بابام رفته بودن بیرون،من و زنداییم خونه بودیم،خیلی جدی وسط بازی رفتم یه بقچه لباس جمع کردم که راهی کوه و بیابون شم که زنداییم گفت بشین سرجات بچه الان مامانت میاد ببینم جرأت داری بزنی بیرون
سلاممم. اگه میخواین زبان فرانسه رو از پایه شروع کنید بهم پیام بدین ♡ من ارشد مترجمی فرانسه دارم و میتونیم با هم فرانسه رو از پایه با کتاب تکسی شروع کنیم. کلاسا هم آنلاین و خصوصیه. سوالی هم بود دایرکت ازم بپرسین ♡ ریتوییتم کنید ممنون میشم ♡♡♡🇨🇵
هربار ویدئوهای انتیبلاگرز رو میبینم با خودم میگم اینا جدی جدیان؟؟از برای واقعی اینجوریان؟؟یا مارو مسخره کردن؟واسه ویو این کصخل بازیهارو درمیارن؟چه خبره؟
چی بود این آدمیزاد آخه