انگار تموم غصه ها و ناراحتی ها و مشکلات دنیا ریخته سرم تمومی نداره نه ارامش دارم نه حالم خوبه نه امید دارم نه ارزویی نه زندگی یه مشت همسایه مضخرف داریم که اومدن برای سگم لوسی اعتراض کردن لوسی میخوان ازم جدا کنن کسی که همیشه همدم تنهاییامه خسته شدم نمیدونم چیکار کنم دیگه:)