من به این نتیجه رسیدم مردا باید تو رابطه اذیت شن، هبچوقت نباید مطمئن شن همهی تورو دارن، باید بگا برن، همیشه ذهنشون درگیر رابطه باشه که نکنه کار اشتباهی کنم ترکم کنه. خیالشون راحت بشه ازت، عوض میشن رابطه هم بگا میره.
همیشه ادمارو درک کردم
ملاحظه حالشونو کردم
فلانی ناراحت نشه، استرس نگیره، حالش بد نشه، فلانی تو موقعیت سختیه من سخت ترش نکنم. همیشه سعی کردم همراه باشم. همیشه هر وقت خواستم خودمو تو اولیت بزارم احساس عذاب وجدان گرفتم.
ولی به من که رسید نه کسی درک کرد نه کسی ملاحظه حالمو کرد
ترس عجيبی كه من جديداً باهاش مواجه شدم ترس از اميدواريه.
مى ترسم به چیزی اميدوار بشم و نشه.
اون نشدن انقد تكرار شده كه لذت امیدواری در یک سرى موارد رو هم ازم گرفته.