زندگی خیلی فرق داره همهچیش وقتی هر لحظه میدونی ممکنه «آخرین بار» باشه. ناهارِ کنار خانوادهت، آب گرمی که تو حموم میریزه روی سر و بدنت، نفس راحتی که هربار بعد از موج انفجاری که شیشه رو لرزونده اما نشکونده میکشی، گرمی دست آدمی که دوسش داری، نور ساعت ۱۲ ظهر؛ همهش پرنگتره.
محکم هم رو بغل گرفته بودیم و از ترس و شدت حملهها میلرزیدیم و همزمان دستمون به گوشی بود تا ببینیم کجاها رو داره میزنه؛ که به جز خودمون باید نگران تابآوردن کدوم یکی از گوشههای قلبمون باشیم.
بخش زیادی از ما همین چند ساعت پیش بیپناهترین آدمهای جهان بودیم…
@Foroozan_am حالا اینکه دوستتون و اون خانم واضحا فرق داشتن رو کاری ندارم، اما اینکه کسی نخورده یا ندیده، میتونه دلیل بر نداشتن نباشه، یا اگرم باشه، نباید کسی رو به این دلیل ترک کرد، زندگی آدما مشکلات و سختیای عجیب غریبی داره، نباید بگیم چون نخورده ندیده پس حق انتخاب شدن رو نداره ..
@Foroozan_am من وقتی با پارتنرم اشنا شدم، چون خیلی اهل بیرون رفتن نبودم، واقعا خیلی غذاهارو نخورده بودم و خیلی جاهارو نرفته بودم،اما اون بسیار اهل گشت و گذار و شناختن رستورانا و غذاهای مختلف بود، وقتی متوجه شد من خیلی جاهارو نرفتم و خیلی چیزارو نخوردم، اتفاقا با ذوق بیشتری منو خیلی جاها میبرد