اینم من بزارم:
چیزی از حرفام حالیشون نمیشد واقعا از نظر اطلاعات عمومی صفر بود و برای سه روز مشاوره گرفته بودم و فقط یروز اونم۵۴دقیقه تلفنی صحبت کردم،هزینه اضاف میخواست پرداخت نکردم این پیامو فرستاد.
من سه سال پیش به این خانم مراجعه کردم برای ماموپلاستی کاهشی.
موقع ویزیت دلیلم رو گفتم و فکر میکردم چون خودش زنه، متوجه میشه که بزرگ بودن غیرعادی سایز پستان، چقدر باعث کمردرد، کتف درد، گردن درد، کاهش اعتماد به نفس، مرکز توجه بودن، سنگین بودن بالاتنه و ناتوانی در ورزش کردن و هزاران مورد دیگه میشه و اگه شغلی داشته باشی که تمام کسانی که باهاشون در ارتباطی، مرد باشند، مجبوری همیشه لباسهای گشاد بپوشی و نگاههای جنسی که بهت میشه رو نادیده بگیری.
چه جوابی داده باشه خوبه؟
گفت حالا لازم نکرده تمام «ناکامیهای اجتماعیت» رو بندازی گردن سایز پستانهات.
Guess what دکتر مذنبی
اون موقع که فکر میکردی من ناکامم در اجتماع، توی پروداکتیوترین روزهای عمرم، و در اوج بودم. سهمیهای بدبخت
بعدش هم رفتم پیش یک دکتر مرد جوان و باشعور، که رسما زندگیم رو به قبل و بعد از عملم تقسیم کرد.
اینا چجوری وقتی عزادارن همچنان شیتان پیتانن؟
من وقتی بابام فوت کرد نمیدونم چند روز بود حتی حواسم نبود که موهامو شونه بزنم،شبیه این ماهی پفکیا شده بود قیافم!