من تاسیانم
به معنای واقعی تاسیان
هرشب با فکر کشته شدن اون ادمها میخوابم صبح با فکرشون چشم باز میکنم
انگار همشون رو میشناختم
انگار همشون عزیز من بودن
من دیگه ادم نمیشم
تا اخر عمر این تاسیان با من میمونه
سوار موتور میشم
ایرپاد تو گوشم
قمیشی میخونه “ تن تشنه مثل خورشید
بی سرزمین تر از باد کولی تر از ترانه بی پرده مثل فریاد
تنهاتر از سکوتم روشن تر از ستاره
عاشق تر از همیشه با من بخون دوباره” منم داد میزنم و باهاش میخونم.
بله این کاریه که قرصهای ضد استرس با ادم میکنه :)
من ادمی نیستم که تو روت باهات بخندم و پشتت بدتو بگم.
اگه خوبم باهات، صدمو برات میذارم و همه جوره هواتو دارم و حال خوبت رو میخوام.
ولی اگه یه بار فقط یه بار بیاحترامی ببینم ازت،
از چشمم افتادی و متاسفم دیگه نمیتونم حتی تو چشمات هم نگاه کنم.