داشتم عکسای ده سال پیشمو نگاه میکردم و فهمیدم هرچی به امروزم نزدیک تر میشم، انگار یه چیزی از تو عکسام کم میشه. چطوری بگمش وقتی نمیدونم اسمش چیه؛ مثل ذوق و شوق و امید که قابل دیدن نیستن. اما میتونم بگم واسه اولین بار کلمه "برقِ نگاه" رو درک کردم؛ برقِ نگاهم رو ازم گرفتن 🚶♂️
داشتم عکسای ده سال پیشمو نگاه میکردم و فهمیدم هرچی به امروزم نزدیک تر میشم، انگار یه چیزی از تو عکسام کم میشه. چطوری بگمش وقتی نمیدونم اسمش چیه؛ مثل ذوق و شوق و امید که قابل دیدن نیستن. اما میتونم بگم واسه اولین بار کلمه "برقِ نگاه" رو درک کردم؛ برقِ نگاهم رو ازم گرفتن 🚶♂️
داشتم عکسای ده سال پیشمو نگاه میکردم و فهمیدم هرچی به امروزم نزدیک تر میشم، انگار یه چیزی از تو عکسام کم میشه. چطوری بگمش وقتی نمیدونم اسمش چیه؛ مثل ذوق و شوق و امید که قابل دیدن نیستن. اما میتونم بگم واسه اولین بار کلمه "برقِ نگاه" رو درک کردم؛ برقِ نگاهم رو ازم گرفتن 🚶♂️