_چی شد که مردی؟
+یه کم موهام بیرون بود
_فقط واسه موهات؟
+این که چیزی نیست نیکارو میبینی؟
_همون که خط چشمش خوشگله؟
+آره اون فقط چون شجاع بود اومد
_اون که داره آشپزی میکنه چی؟
+مهرشاد به مرگ نیکا اعتراض کرد
_اون که کنارشه وایساده چی چراناراحته
+سارینا؟اون از مدرسه اومده خستس
۱/۳
مهرشاد سماک جنازه برادرش #مهران_سماک رو با درگیری از بیمارستان گرفته و گذاشته تو ماشین تا صبح تو خیابون گردونده که جنازه داداششو ندزدن.
مردم من دارن جهنمی رو زندگی میکنن که بقیه مردم دنیا حتی جرات نمیکنن بهش فکر کنن.
#مهسا_امینی
#رشته_توییت
/1 چند سال پیش یه شب خونهی یه دوستی دعوت بودم. میزبان دوست و فامیلش رو با هم دعوت کرده بود و من اکثرِ جمع رو نمیشناختم.
همون اول در حدِ اسم با فامیلهاش آشنا شدم و همون لحظه هم اسمشون یادم رفت. اسمِ همه به جز دو نفر: «آقا مِیتی» و پسرش.
#مهسا_امینی
ساکت کردن منتقد، فقط و فقط پاک کردن صورت مساله است.
فارغ از رنگ ها، از هر فردی که صدای مردمش است حمایت میکنم.
همانطور که در تمامی این سال ها تلاش کردم حامی و صدای مردم سرزمینم باشم https://t.co/J6ql091AHO
نام من هستی است.
هفت سال بیشتر عمر نکردم.
۵۳ روز است مرا کشتهاند.
۵۳ روز پیش در اثر شلیک گلولهی گاز اشکآور به سرم و خفگی به قتل رسیدم.
۵۳ روز پیش، رنگینکمان مرا هم در آسمان وطن کشتند.
شما مرا نمیشناسید، اما من هستی شما بودم.
#هستی_نارویی#مهسا_امینی#زن_زندگی_آزادی
قهرمان من کودک کشتی گیری است (کوشانی)میرزایی که پس از پیروزی به یاد خدانور لجه ای بجای شادی نشست بر زمین و دستهایش راگره زد
#اتحاد_رمز_پیروزی#کردستان#حسین_رونقی
دوستی داشتم پسر کوچکش را از دست داده بود. میگفت؛ پس از مراسم تدفین او، شب خواستم بخوابم!
خوابم نمیبرد ...
یک لحظه که پلکهایم بر هم رفت احساس کردم پسرم صدایم میکند که از تنهایی میترسد!
میگفت تمام شهر را تا قبرستان پابرهنه دویدم و پشت سر هم فریاد میزدم "بابا نترس، دارم میام"