الان نزدیک ۸ سال از اون موقع میگذره...
پدرش مشاور یکی از مدیران وزارت اطلاعاته.
پسر هم ساکن اوتاوا و در حال مدیریت یه شرکت دانشبنیان که احتمالاً کپی یکرو و دو رو را به شکلی نوین انجام میدهد.
لخت شدن؟ نه عزیزم، ما حالت تهوع گرفتیم از دیدن تکتک شماها
و از امیرآباد به زعفرانیه، دو سال طول کشید.
رتبهی کنکورش ۴۷۰۰۰ منطقه ۱ شد، یکی از سه رتبهی پایین دبیرستان خودش...
ولی رفت شریف، صنایع خوند.
پدرش نه هیئت علمی بود و نه جانباز.
برای قبولی دانشگاه ، پدرش براش سانتافه خرید.
همون سال، پدرش به علت فساد مالی ، اخراج شد (۲)
ب.ص از همکلاسیهای قدیمی من بود... پدرش دیپلم داشت و یکی از کارمندان بایگانی یکی از بزرگترین هولدینگ های مخابرات.
اینکه چجوری با مدرک دیپلم و سابقهی چندین سال کپی گرفتن یکرو و دو، یهو شد رییس اون هولدینگ، قابل حدسه.
از یافتآباد تا امیرآباد در سال اول طی شد و دو سال بعد (۱)
بسیجیه میگه: حاضریم سر ناموسمون رو ببریم برای حفظ حکومت
ناعزیز من! اون موجود دوپایی که شبها باهاش میخوابی و صبونه و ناهار و شام، نون میزنید توی خون مردم و نوشخوار میکنید، ناموس نیست.
تو بیناموسی
الکی ادای ناموسدارا رو درنیار
برای خودم
که توی این خرابآباد، افسردگی و IBS و پرش افکار و آپنه و کابوس و فکر مهاجرت روز و شبم شده بود.
اما یه هفته است که آروم شدم با دیدن مردم.
#مهسا_امینی
شما فکر کن یه چیزی رو درست کنی
بذاری توی ویترین فروشگاه
بگی بهترین محصول من اینه
ولی توی دستورالعملش بنویسی از هر ۲۸ روز، ۷ روز از نظر من، خراب است.
این چیزیه که اسلام درمورد زنان میگه... پریود که باشن، نجس محسوب میشن و نماز و روزه که مثلاً مهمترین فریضه است، میره روی هوا.
برای #زن#زندگی#آزادی
برای #مرد خستگی آبادی
برای تو، برای من
برای بغض فشرده به هم
برای یاد، برای یار
برای مهاجر از سر اجبار
برای نفرت از زندگی پوشالی
برای تبدیل نشدن به وضعیت سومالی
ولی بیاید به هم قول بدیم که اول مهر امسال، برای تظاهر و نمایشِ بیدلیل و تکراریِ حضور و زیست در فضای هنری و احساسی، بیاختیار نرید توی اتاق جمشید.
خود اعضای رادیوچهرازی و تمام بیمارهای تیمارستان چهرازی هم دیگه پاییز، بیاختیار نمیرن توی اتاق جمشید.
پدر و مادر و خواهر و برادر شما و شخصی که باهاش رابطهی عاطفی دارید، برای اولین بار باهم میان بیرون،افراد مذکر کت و شلوار میپوشن و اصلاح میکنن، افراد مونث مونیکور و لباس مهمونی و جواهرات و آرایش و شینیون.
میرید یهجا، عکاس هم میاد.
ازتون خواستگاری میشه
میگید سوپرایز شدید؟
چگونه؟
دوستم، میگفت کنکور جای خوبی برای نشون دادن استعدادش نیست... هوش بدی نداشت اما سر جلسه حاضر نشد...
دو سال بیکار بود، دو سال کارهای پراکنده کرد تا اینکه وارد #کافه_ویونا شد... از اطرافیان شنیدم که بهش توصیه کردن مهارت یاد بگیره و لااقل #باریستا بشه، گفته بود نه! ...
توی ایران قدر من رو نمیدونن!
یک ساله که رفته کانادا ، توی #استارباکس مشغول شده و بخاطر اینکه هیچ مهارتی نداره، سالن رو نظافت میکنه...
یادمه آخرین استوری قبل از مهاجرتش این بود:
پرنده پرواز را از یاد میبرد اگر آسمان ابری باشد...
الان موقع نظافت #استارباکس، بالهاش رو باز میکنه
دوستم، میگفت کنکور جای خوبی برای نشون دادن استعدادش نیست... هوش بدی نداشت اما سر جلسه حاضر نشد...
دو سال بیکار بود، دو سال کارهای پراکنده کرد تا اینکه وارد #کافه_ویونا شد... از اطرافیان شنیدم که بهش توصیه کردن مهارت یاد بگیره و لااقل #باریستا بشه، گفته بود نه! ...
به شخصه از یک ماه قبل از تولد تا یک ماه بعد از تولد، از هرکسی انتظار دارم که کادوی تولد برام بگیره و همه رو با اخم نگاه میکنم.
چجوری پارتنرتون، روز تولدتون، شما رو سورپرایز میکنه و میگید اصلا انتظارش رو نداشتید؟
شما بدون استفاده از:
باهار بجای بهار
قهوه به جای چای
سیگار به جای لبخند
اردیبهشت بجای اردیبهشت
چشم خمار به جای چشم بشاش
نمیتونید #هنرمند محسوب بشید.
#قوانین#نانوشته#جامعه#هنری