و یهو تبدیل شدم به کسی که دیر جواب میده، تنهایی رو ترجیح میده، اگر انرژی منفی حس کنه، ناپدید میشه و اگر دیگه کسی باهاش در ارتباط نباشه، براش اهمیتی نداره
دلمردگی همینه. زیاد میخوابی، حوصلهی انجام هیچکاری رو نداری درصورتی که میدونی آیندت تو خطره، دیر سین میزنی،ادمها رو نادیده میگیری، قرارها رو کنسل میکنی، استرست نسبت به کوچیکترین چیزها بالاست،دیدت منفیه،اکثر مواقع غمگینی. دلمردهترین ورژنم رو دارم زندگی میکنم این روزها
راستش افرادی که کشته شدند همگی بیشتر از من لایق زندگی بودند
ورزش میکردن، میرقصیدن، هنرمند بودن و عاشق زندگی و از ته دل میخندیدند
من نه، من فقط زنده بودم هیچ لذتی در زندگی من نبود و نیست
کاش من به جای همه ی شما میمردم
زندگی بیشتر از من حق شما بود...