با توجه به آخرین ماه تعطیلات وافزایش عبور و مرور،مشاهده تنی چند که البته کم هم نیستند هموطنان چهارپایی که روی دوپا حرکت میکنند،این کلیپ جهت فرهنگ سازی تقدیم میشه،با انتشار این کلیپ نقشی در فرهنگ سازی داشته باشید.
از همین جا از راهور درخواست دارم طویله ای برای این افراد آماده کنه.
خانه یکی از فرماندهان حزب الله در لبنان که دو روز پیش توسط اسراییل ترور شد پر از شمش طلاهامون و دلارامون.
حالا فهمیدید فقط زبانی نمیگن جنوب ایران فدای جنوب لبنان.
اینها ایرانی نیستن
هرگز یک ایرانی واقعی نمیگه ایران فدای اعراب
کلیپ این دو تا دختر قدرنشناس که از کمکِ یک مرد برای خراب شدن ماشینشون فیلم گرفتن رو دیدم و نظراتتون رو که حول محور کمک نکردن به زنها بود رو خوندم.
ماه پیش وسط جاده لاستیکم ترکید.
اومدم زاپاس رو بندازم که دیدم یکی از پیچهای چرخ کج شده و لاستیک رو نمیتونم دربیارم.
با همون لاستیکِ پنجر آروم آروم تا دو کیلومتر باید میرفتم که به اولین پمپ بنزین که آپاراتی داشت برسم.
جاده شلوغ بود و سرعت من بسیار پایین.
یه خانم با چند متر فاصله فلاشر زد و پشت سرم رو کاوِر کرد. وقتی هم رسیدم یه بوق زد و رفت.
آپاراتیِ پمپ بنزین بسته بود. نهایتاً با چکش پیچ رو شکستم، زاپاس رو با سه پیچ بستم و راه افتادم.
اما محبت و تربیت صحیح اون زن برای من بسیار کارآمد بود.
این حکومت یک خصیصهٔ بسیار مهم رو در ما کُشته و اون قدرشناسیه.
بچههاتون رو قدرشناس بار بیارید.
از دلار ٧ تومانی تا دلار ۲۰۰ هـزار تومانی
از پراید ۴ میلیونی تا پراید یک میلیاردی
از سکه ۴۲۰۰ ریالی تا سکه ۲۲۰ میلیونی
از گوشت ۵۰ ریالی تا گوشت ۲ میلیونی
تورمی که اصحاب کهف در چند صد سال ندید ما در چند سال دیدیم؛ آنها خواب بودند و هیچ نفهمیدند،
ما با چشمان باز کابوسها دیدهایم!
چرا به قرار میگید دیت؟
چرا به زمان میگید تایم؟
چرا به مهمانی میگید پارتی؟
چرا به پیشنهاد میگید آفر؟
چرا به مکان میگید لوکیشن؟
چرا به حال و هوا میگید وایب؟
چرا به فراگیر میگید وایرال؟
را به رها کردن میگید دراپ کردن؟
چرا متن میگید تکست؟
مگه زبان فارسی خودمون چشه؟
*🔴عجیب اما واقعی🔴
عبدالعلی بازرگان :*
وقتی پدرم مهندس مهدی بازرگان در زمان شاه به
۵ سال زندان محکوم شد ،
پدرش عباسقلی آقا تجارتی در دومین ماه زندانی فوت کرد .
من صرفاً برای اینکه پدرم مهندس از مرگ پدر باخبر باشد به زندان رفتم و به افسرنگهبان گفتم ، می خواهم این خبر را به پدر بدهم ...
سروان خیلی متاثر شد و گفت اجازه بده بروم و برای دفن پدرش از سرهنگ مرخصی بگیرم .
پس از کمی معطلی ، عصبانی بودم که دیدم افسر نگهبان یک چای برایم آورد و گفت صبر کن سرهنگ در تلاش است برای مهندس جهت شرکت در مراسم پدرش مرخصی بگیرد ...
بالاخره پدر را به مرخصی فرستادند...
سوم گذشت ،
هفتم گذشت ،
حتی تا چهلم از ماموران شهربانی خبری نشد !
پدر گفت آنها بزرگواری کردند ، بگذار من خودم بروم و خودم را معرفی کنم ...
ما باتفاق به زندان رفتیم. همان افسر نگهبان بود. مجدداً به من و پدر تسلیت گفت
آنگاه ادامه داد مقامات بالا گفته اند چون آقای مهندس بازرگان متالّم است ، فعلاً نیاز نیست به زندان برگردد
و ما هم بیرون آمدیم و دیگر پدر به زندان برنگشت و آنها هم به دنبالش نیامدند !
شما باید بگویید:
کیگفته حقوق ملت ریالی باشد، بنزینشان دلاری؟
کیگفته خودروی۱۰هزار دلاری را به ملت ۳۰هزار دلار بفروشید؟
میلیاردها دلار ثروت ملت را به تراستیها دهید؟
۳۰میلیارد دلار ارز به خودروسازان بدهید؟
از غولهای اقتصادی مالیات نگیرید؟
ناترازی در جیب مردم است نه پمپ بنزین!
ایکاش این مراسم ختم برچیده بشه. خدایی چرا باید یکی وسط غم و غصه از دست دادن عزیزش در به در دنبال خرید و رزرو سالن و غذا و اینا باشه. یه مراسم ساده با نهایت ۲۰۰ تا مهمون چیزی حدود ۲۰۰ میلیون تومن خرج میزاره گردن طرف.