مسعود جمالی، کنسرتگذار، درباره انصراف داریوش از کنسرت با رامش در ساعات آخر:
داریوش شب کنسرت گفت ۱۰۰ تا بلیط اضافه میدی یا نمیام. فردا ۶ هزار نفر در سالن منتظر بودند داریوش مشغول چلوکباب بود
اون شب قرار بود رامش بدرخشه، ولی این اتفاق براش خیلی سنگین تموم شد و بعد اون دیگه نخوند
فرامرز آصف، خواننده، اردیبهشت ۱۳۹۳:
یک کنسرتی بود در دوبی کنسرتگذار گفت یک شب داریوش و آصف، یک شب قمیشی و بلک کتس. داریوش گفت بسیار زیبا. باشه. به محض اینکه مسائل مالی حل شد داریوش گفت اون سه نفر با هم شب اول، من خودم شب دوم. بقیه گفتند چرا ایشون تنها، ما ۳ نفر؟ کنسرت به هم خورد
مسعود امینی، ترانهسرا، درباره خودداری داریوش از پرداخت سهم ترانهسراها از درآمد کنسرتها (اسفند ۹۱):
به داریوش گفتم خوانندهها بهخاطر کار ترانهسراها به پول و شهرت رسیدن، حقشون نیست بدون اینکه حقوقشون رو بگیرن گوشه خونه بمیرن. داریوش گفت من چه مسئولیتی دارم؟ پول شعرشون رو گرفتن
اسفندیار منفردزاده، آهنگساز:
زمان شاه هیچکس از اهالی ترانه را به جرم آهنگ نگرفتند ببرند زندان. من را هم که گرفتند همه خیال میکنند برای ترانه بود، که نبود
نسلهای بعد ما را ببخشند. ما نفهمیدیم. سهرابکُشی کردیم
دوستان دیگرمان هم بگویند اشتباه کردند. عیبی ندارد، که اقلا تکرار نشود
در این چند روز، بدون هیچ توهینی به شخص دکتر مصدق، چند یادداشت منتشر کردیم. اما واکنش اکثر طرفداران ایشان یا تهمت بود، یا دشنام و یا بلاک کردن. البته بهجز تهمت، با باقی واکنشها به اقتضای آزادی بیان مشکلی ندارم؛ اما دریغ از یک نقد ساده و خواندنی. عجب جماعتی هستند!
مهدی کلهر، معاون صداوسیما پس از انقلاب، بهمن ۱۴۰۲:
حضرت آقا به من فرمودند تاثیر بوی گندم داریوش به عنوان یک آهنگ مبارزاتی از منبری که ما میرفتیم بیشتر بود
I was glad to meet again with @PierrePoilievre and discuss our shared desire for Western policies on Iran that support the Iranian people's movement to liberate themselves from the Islamic Republic.
He expressed his and his party's commitment to a secular, democratic Iran free from the dictatorship of the current regime and a process of free and fair elections in which Iranian decide their future.
I thanked him for his consistent support for the people of Iran and their human rights and dignity and accepted his invitation to visit Canada again where we will continue our conversation on how to help the Iranian people and free the world of regime holding us all hostage.
یکی از موارد سانسور شده تاریخ درمورد مصدق زن ستیزی شدید اوست! در دورانی که شاه به زنان حق رای میدهد دو نفر مخالفت میکنن: خمینی و مصدق!
این سند نشون میده که مصدق چطور مخالف حق انتخاب شدن و حتی انتخاب کردن زنان بود!
@AliHamid27 تو چجوری مستند سازی. کامنتهایی که زیر پستهای بقیه میذاری از یه کهکشان دیگه میاد. این که نشد منطق. هرجا تو فکت کم میارید همینجوری حرف میزنید.
برای درک و فهم میزان رواداری دوران پهلوی، مصدق یکی از بهترین مثالهاست
مصدق از روز اول مخالف سرسخت خاندان پهلوی بود، با همه کش و قوسها:
_ در دوران دو پادشاه پهلوی چندین دوره نماینده مجلس شد.
_ پیشنهاد نخست وزیری از رضاشاه گرفت.
_ احمد متین دفتری، دامادش نخستوزیر رضاشاه شد.
_ خودش هم نخستوزیر محمدرضا شاه شد.
تا وقتی که هوس قانونشکنی و قلدری به سرش زد.
توضیح تصویر: مصدق در دادگاه
#پاينده_ایران
#جاویدشاه
«اگر به تدریج که دختران از مدارس خارج میشدند حجاب رفع میشد چه میشد؟ رفع حجاب از زنان پیر و بیتدبیر چه نفعی برای ما داشت؟ اگر خیابانها آسفالت نمیبود چه میشد؟ و اگر عمارتها و مهمانخانهها ساخته نشده بود به کجا ضرر میرسید؟»
اولین نطق مصدق در مجلس چهاردهم
همین ننه سکسورکری که اخیرا با آهنگ "توهم توطئه" مقصر تمام شرایط موجود رو مردم ایران دونسته، سال ۸۸ هم در اوج اعتراضات یه آهنگ خوند که "آخرین سنگر سکوته، حق ما گرفتنی نیست" که مردم رو بفرسته خونه.
نه معتاد کیری، مقصر تو و اون رفقای ۵۷یت هستید که با انقلاب اسلامی ریدید تو ایران
چه حقیر است رژیمی که با قاتلان رهبرش پیمان میبندد و انتقام خون او را از دانشجویان میگیرد.
در واکنش به اخراج ظالمانهی چند نفر از دانشجویان، ویدئوی هجوم وحشیانهی بسیج دانشجویی به خوابگاه طرشت ۳ دانشگاه صنعتی آریامهر برای نخستین بار منتشر میشود. بابت وجود واژگان رکیک در ویدئوها پوزش میخواهم.
توضیحات دانشجویان شاهد عینی ماجرا عینا نقل میشود:
«پس از کشته شدن خامنهای، دانشجویان در حیاط خوابگاه درحال شادی و جشن گرفتن بودند که ۲ نفر بسیجی با دانشجویان درگیر میشوند.
آن ۲ نفر به دلیل تعداد بالای دانشجویان فرار کرده و تهدید میکنند که ۳۰ نفر بسیجی را به خوابگاه میکشانند.
پس از گذشت چند ساعت، جمعیتی که در ویدئو مشاهده میکنید در حالی که تعداد زیادی از آنها دانشجوی شریف یا خوابگاهی نبودند، با زور از گیت نگهبانی، عبور کرده و وارد خوابگاه میشوند.
سپس در حضور تمامی مسئولین خوابگاه از جمله سرپرست و رئیس ادارهی امور خوابگاهها و حراست و روحانی خوابگاه به تعدادی از دانشجویان حملهور شده و رفتار خود را با این جمله توجیه میکنند:
«اینها (خطاب به دانشجویان ساکن خوابگاه) دانشجو نیستند؛ اینها سرباز آمریکا هستند.»
و شروع به فحاشی و تهدید کرده و در کمال تعجب مسئولین خوابگاه هیچ اقدام بازدارندهای در مقابل آنان نکردند.
در ادامه یک نفر از دانشجویان خوابگاهی که هیچ نقشی در این ماجرا نداشته در حیاط خوابگاه توسط این افراد مورد هجوم قرار میگیرد. ابتدا چند نفر میگویند تو در تجمعات دانشگاه حضور داشتی و او را تحریک به آغاز درگیری میکنند.
پس از امتناع دانشجو او را مجبور میکنند که عبارات «مرگ بر شاه»، «مرگ بر پهلوی» و «مرگ بر آمریکا» را به زبان بیاورد تا به نوعی برای او اماننامه صادر کنند.
سپس با سر دادن شعارهای تحریکآمیز در خوابگاه تقریبا خالی رجز خوانی کرده و به درب خوابگاه نزدیک میشوند.
در این هنگام با وجود تهدید و ارعاب شدید توسط این افراد، شعار «مرگ بر خامنهای» توسط دانشجویان شجاع از داخل خوابگاه طنینانداز میشود که باعث میشود افراد بسیجی مجددا به داخل خوابگاه حملهور میشوند.
سپس تا نزدیک غروب در خوابگاه پرسه زدند تا منبع شعار را پیدا کنند.
همچنین عصر همانروز در حادثهی دیگری که دانشجویان متعددی شاهد آن بودند، مجددا سر و صدا بالا گرفته و مقابل درب ورودی خوابگاه ۴-۵ نفر از دانشجویان و غیردانشجویان بسیجی به رهبری «ابوالفضل حاجیزاده» جلوی خروج یک دانشجو که اسنپ و بلیط برای رفتن به خانه تهیه کرده بود را میگیرند و ادعا میکنند هنگام اعلام خبر مرگ خامنهای خوشحالی کرده و بایستی کتک بخورد و تاوان پس بدهد.
نگهبان و حراست خوابگاه هیچ گونه کنترلی بر آنها نداشت و هیچ اقدامی در مقابله با بسیجیها نکرد.
در نهایت ۴-۵ نفر از بسیجیها به آن دانشجوی بیدفاع حمله کردند و تا حد مرگ او را کتک زدند به شکلی که طبق گفته شاهدان عینی صورت و دهان آن دانشجو پر از خون شد و توسط بسیجیها روی آسفالت کشیده شد. سپس یک نفر از همسایگان محل در دفاع از دانشجوی مذکور وارد درگیری شد که بسیجیها او را نیز به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. حاجیزاده از اصلی ترین افرادی بود که آن دانشجو را ضرب و شتم کرد.»
بابک افشار، آهنگساز:
قطبی رئیس تلویزیون آهنگ سفارش داده بود با صدای داریوش. گفتم داریوش، این رو ببر خونه تمرین کن هفته دیگه بیا بخون. رفت کاست رو فروخت
یکوقت دیدم سرو صدای قطبی دراومد گفت آقا شما شرف ندارید؟ مگه آهنگ مال شما بوده؟ دو سال داریوش رو راه ندادن تلویزیون سر این قضیه