پسرا هنوز تو مرحله ای گیر کردن که فکر میکنن دخترا میخوان واسه اونا خوشگل کنن، اون هفت فصل پیش بود عزیزم الان دخترا میخوان واسه همدیگه خوشگل به نظر بیان💞
این بچه از مسیح بیشتر به در و دیوار میخ شده و هر شب کابوس میبینه و در دهه ۸۰میلادی گیه و عاشق دوستش شده و توسط یه موجود کمرباریک تسخیر شده که هی لوله میکنه تو حلقش و تو بچگی بولی میشده و باباش جانکیه و ولشون کرده و تنها تو ud گم شده
اما من بازم حاضرم ایشون باشم ولی ایرانی نباشم.
میلیاردها احتمال برای دنیا نیومدن، میلیاردها احتمال برای دنیا اومدن تو نقاط مختلف عالم هستی، میلیاردها احتمال برای دنیا اومدن تو نقاط مختلف زمین، و ما از قضا باید تو کس ننه دنیا به دنیا میومدیم.
الان تو بهشت یوسف از کنار اسماعیل رد میشه به رد چاقوی رو گردنش نگاه میکنه و میگه متاسفم بابت تجربه سختی که داشتید، پدر من از دوریم انقدر گریه کرد که کور شد در حالی که زلیخا التماسم میکرد بکنمش.