اون موقعا ما خودمون نت نداشتیم، بابا با نت اداره میرفت سایتای خبری و کلیپفا(؟) و برامون عکس و ویدیو دانلود میکرد. بعد چند شب یه بار مینشستیم دور هم و نگاهشون میکردیم و خبرهاشونو میگفت.
یه بار یه عکس این شکلی اومد. گفت «والا این نفهمیدم جریانش چیه. اسم خانومه «داف»ئه انگار.»