کنسل کالچر پسرا فقط استادیوم رفتن. نیم قرن خواهر و مادرشون رو محروم کرده بودن، یکی خودشو آتیش زد - دریغ از یک نفر که بگه من اعتراض دارم و نمیرم.
کسشر نگید دیگه دوستان
این حساب متعلقه به جانفدای میهن جاویدنام رضا رحمتی از یزد عزیز.
همسری عزیز برای من، پدری مهربان برای پسرکم، و فرزندی دلسوز برای مادر داغدارش.
شب 18 دی به همراه برادر کوچکترش در آریاشهر تهران به دست قصابان شیعه کشته و پیکرش دو هفته بعد تحویل شد.
این حساب دیگر آپدیت نخواهد شد.
من برای تولدم همچین اتفاقی افتاد
ویلا گرفته بودم و چون تعداد زیاد بود به ازای هر نفر یه مبلغی رو داده بودم، کلی تدارک دیده بودم دیجی اورده بودم... اون زمان حقوقم 5 بود اندازه 10 تومن خرج کردم اخرش فقط 5 6 نفر از دوستام اومدن
پشمام از حجم بیشعوری ملت ریخته.
این همه غذا درست کن، تدارک ببین، وقت بگذار و دقیقا نیم ساعت قبل رسیدن کنسل میکنن.
کی این همه خودخواه و بیشعور شدین؟
دوس دارم قابلمه غذا رو ببرم بکنم تو کونشون.
حالا من این حجم غذا رو چی کار کنم کسکش؟
من از دخترایی که روسری سر میکنن تا کامل
موهاشونو بپوشونن ولی لباسای گرون قیمت و
شیک میخرن که تیپشون خوب باشه بدم میاد. از
دخترایی که میگن واسه آرامشِ خودم نماز میخونم
بدم میاد. از دخترایی که مُحرم مشکی میپوشن و
میرن هیئت و آیفون ۱۶ دارن و لبوبو و ماچا دوس
دارن، بدم میاد.
نمیدونم شما هم اینجوری هستین یا نه،ولی من خیلی آدم خونگیای هستم
عاشق غذای خونگی ام
نشستن روی مبل با یه پتو و یه لیوان چای
کتاب خوندن توی سکوت خونه، یا فیلم دیدن توی نور کمِ شب.
دوست دارم بارون بیاد بشینم از پشت پنجره نگاش کنم.
من زورم هیچوقت به آدم هایی که تو گذشته بهم بدی کردن نرسید و اونا الان دارن زندگیشون رو میکنن و هیچ بلایی هم قرار نیست سرشون بیاد، واقعیت اینه که: هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر میگیرد از ریل خارج نمیشود.