و سکوتم بویی بویِ مرگ میداد
زیرا تمام اطرافیانم را چون آتشی در خود میسوزاند
و در خانه خودم به بال های مادر می اندیشیدم که سپید بود و زیبا
و مرا در آغوش میفشرد و مرا بیش از تمامی حرف های پدر دوست داشت.
شرح حال نوید در این سالها
غرب آسیا/یارا پلاک
@AloManJoJoam بنظر من الکی خودشون داشتن طولش میدادن، اگه میخواستن خیلی راحت میتونستن نجات پیدا کنن، اصلا اونجایی هم که بابا و بابابزرگ کیلوآ بهش حمله کردن هم آب دوغ خیاری بود خیلی
این تصویر که تو ایران، یه مردی حاضر شه، بشینه جلو دوربین و بگه، به زن من تجاوز شده
بدون اینکه از آبروش بترسه
بدون اینکه سر زنشو ببره
بدون قربانی نکوهی
بدون اینکه فکر کنه این تجاوز باید مایهی خجالت اونها باشه
واقعا برام دور بود
آفرین بهتون