196هفته است که نیستی
دلم برات خیلی تنگ شده پسر من
امیدوارم توام بهم فک کنی و یه روز بیایی مثل همون بار اول دستمو بگیری و من و با خودت ببری
قول میدم اینبار اگه بگی برو نرم
تو فقط باش تو فقط یه جوری بهم بگو که حالت خوبه
۲سال که من بیخبرم پسره بد
با دختر خالم خاطره زیاد دارم از بچگی
ما تو ی فامیل فوق العاده مذهبی بودیم و واقعا نمیدونم چرا اینجوری شده بودیم ولی مثلا شومبول پارتی میگرفتیم چراغو خاموش میکردیم شلوارمونو در میآوردیم میرقصیدیم
فک میکردیم جاهای خصوصیم مون اسمش شمبوله
کل اینستا شده بیدار میشن موهاشونو با دایسون درست میکنن ماچا لاته میخورن بعد کلروفیل ماگ استلیشونو بر میدارن با ست alo میرن ورزش بعد باشگاه با قهوه ساز smeg قهوه درست میکنن خیلی پولدارن و پارتنراشون هر روز سورپرایزشون میکنه اگه این زندگیه واقعیه من ریدم
روزنامه را سروته میگرفت و اخبار جنگ را موبهمو میگفت:«با این آماری که دادهاند هزاران کشته و معدوم آلمان را به کام شکست فروبرده است. ناظران جنگ معتقدند که فقط یک نفر در آلمان زنده مانده است. فقط هیتلر. اما این دروغ است، معشوقهاش هم زنده است.»