#سپیده_قلیان امروز تو دادگاه بیحجاب حاضر شد برای همین دادگاه کنسل شد، این کارش از فحشهایی که بعد از آزادی جلوی اوین به خامنهای هم میداد سنگینتر بود، این انقلاب از #مهسا_امينی شروع شد و الان با #فاطمه_سپهرى و سپیده قلیان ادامه داره
این عکس رو به جهان نشون بدید کافیه برای فهم این لجنزار، مملکتی که هنرمندش به خاطر آزادی بیان، از طبقه سوم میخواد بپره پایین تا حکومت دستگیرش نکنه...
#محمد_صادقی
وسط لایو محمدصادقی به خونه ش حمله میکنن، شیشه ها رو میشکنن، وقتی میخواد از بالکن فرار کنه ماشین آتش نشانی میارن در خونه ش رو میشکنن ودستگیرش میکنن. همه ی این تلاش بیشائبه نیروی انتظامی و اطلاعات یک کشور نه برای دستگیری یک قاتل خطرناکه بلکه برای دستگیری یک بازیگر تیاتره.
#محمد_صادقی
@hajmameed @b_ebrahimii دنبال مشتری میگرده عنتر خانوم 🖕🏾🖕🏾🌵
حالا چرا منو بلاک کردی motherfucker، یه خورده به جزو ناله هات دور هم میخندیدم 🖕🏾
#MahsaAmini تا بسوزیییی ج. ن. ده
@b_ebrahimii پتیاره خانوم، روزی که شادی میکردی برای پر پر شدن مجید رضا و مهسا ، اینها همه کارما هست ….
#MahsaAmini
به درک واصل شید همگیتون ! حتی اون توله سگت
من هنوز هفت سالمه. امروز سیزده بدره. از صبح که بیدار شدم هیجان دارم. دور خونه میدوم و داد میزنم بیدار شین بیدار شین. سوار ماشین میشیم. بابام بغلم کرد تا سبزه رو من بذارم بالای ماشین. ماشین شما از کنار ماشینمون رد میشه. من و تو توی ترافیک برای هم شکلک درمیاریم. از ته دل میخندیم. میرسیم به یجای سبز. باباهامون رو مجبور میکنیم طناب رو بردارن بندازن رو درخت تا ما تاب بخوریم. آخ مجید. طناب طناب طناب… امروز صبح از خواب میپرم. تو چند ثانیه تمام اتفاقات چند ماه خلاصه میشه جلو چشمم. همش کابوس بوده مگه نه مجید؟ گوشیو چک میکنم. ای وای. صدای شیون خاله سر خاکت میپیچه تو گوشم. مجید اون تویی زیر خاک؟ همبازی بچگیهام؟ رفیق نوجوونیام؟
مجید مگه چی خواستیم که سهممون از این دنیا شد یک طناب روی چوبهی دار و یک مشت خاک سرد؟
مجید ما که فقط خواستیم مثل مردم باقی دنیا بتونیم از ته دل بخندیم چرا سزاش شد مرگ؟
چرا گفتیم آب شد گلوله؟ گفتیم نون شد خون. گفتیم آزادی شد دار؟
رفیق بچگیام، اینهمه رنج اینهمه درد اینهمه مرگ فقط برای اینکه ما هم خواستیم زندگی کنیم؟
صدات میپیچه تو گوشم. «زیر شکنجه بودم. منو فلکم کردن. منو زدنم زدنم زدنم»
جواب تمام سوالام تو صدای رنج کشیدهت خلاصه شده.
این کارو شلش نکنید! بخدا من شل نکردم، حریف ناجوانمردانه ترین حریف بشریت نشد!
شما تمام رنجها و دردها رو به جون خریدید تا زندگی به این کشور برگرده. شما نفستونو دادید تا این وطن جایی بشه که نفس بیگناهی کرفته نشه. شما با خون خودتون روی سیاهی این روزها نوشتید که ما میجنگیم میمیریم ولی ایرانو پس میگیریم.
من نمیدونم ته این قصه شبیه قصههای بچگیمون خوشه یا نه. دیگه نمیدونم ظلم پایدار میمونه یا نه. نمیدونم پایان شب سیه سپیده یا نه. ولی مجید یک چیز رو خوب بهمون یاد دادین که ما تا پای جون واسه هدفمون وامیستیم. که پرچم آزادیخواهی شما رو نمیذاریم روی زمین بمونه. که خونتون رو نمیذاریم بیهوده ریخته شده باشه.
مجید. رفیق بچگیام. همبازی کودکیا. سخته. تلخه. خستهایم. کمرمون شکسته. داغداریم. ولی قسم میخورم به خاکت که راهتونو ادامه میدیم. که یک روز ایران رو جای بهتری برای زندگی میکنیم. مجید بهت قول میدم یک روز بی دغدغه میخندیم، یک روز بدون نگرانی شادی میکنیم و یک روز این وطن همون وطنی میشه که شما میخواستید، وطنی که نفس هیچ بیگناهی توش بخاطر آزادی قطع نمیشه.