چند وقت پیش براش تعریف کردم که وقتی دبیرستانی بودم، دوستپسر نیلو یه عالمه آدامس خرسی ریخته بود تو دامنش و این برام انگار یه رویائه…
دیروز بهم گفت یه آدامس بخوریم؟گفتم بخوریم، یهو از کولباکس،یه بسته آدامس خرسی درآورد،ریخت تو دامنم🥹🥹
آرزوی ۱۷سالگیم در ۳۵سالگی تحقق پیدا کرد🥹❣️