من یه نفر آدم با وجود پول تو جیبی که پدرم برام میزنه، و حقوقی که دارم میگیرم
که اتفاقا هر دوش عدد قابل توجهیه و کم نیست
واقعا زندگیم در حد روزمره داره میگذره
هر بار میرم سوپرمارکت دلم میخواد همون دم در بشینم گریه کنم
حالا لباس و گوشی و اینا که هیچی اصلا فکرشم نکن
فکر کن یه زمانی بوده که یه عده میرفتن سرکار و پول جمع میکردن خونه و ماشین میخریدن و تشکیل خانواده میدادن. الان من یه کافه برم دوتا چایی بخورم پولم تموم میشه.
روزه دقیقا معنیش چیه؟
وقتی یه سوپرمارکت ساده رفتن زیر 2 3 تومن نمیشه، روزه معنی نداره دیگه عزیزم
اونی که داره با حقوق کارمندی و کارگری زندگی میکنه خیلی وقته روزه داره
نوع پوشش و لباس هیچ زنی به کسی مربوط نیست؛
چه Nazanin Boniadi
و چه Noor Pahlavi.
بدن زن ابزار تسویهحسابهای سیاسی هیچ گروه و دستهای از شما مردها نیست.
بدن زن میدان رقابت ایدئولوژیک شما نیست.
بفهمید!
من عاشق زندگی کردن بودم، هر بار اتفاقی میافتاد بعد از مدتی دوباره بلند میشدم و ادامه میدادم، به اهدافم فکر میکردم به آیندهای که منتظرمه، این اولین باره تو زندگیم که مدت زیادیه از ته دل غمگینم، هیچ چیز خوشحالم نمیکنه و مطلقا امیدی به آینده و تلاش و اتفاق مثبتی ندارم.
من بریدم.
با سهمیه وارد دانشگاه شدین
بدون زحمت استخدام شدین
بدون سربازی رفتن معاف شدین
بدون فیلترشکن به اینترنت وصل شدین
این وسط فقط ماها الکی بابت نشدنا و نرسیدنا به خودمون سرکوفت زدیم
بیمار امروز پرسید “دکتر تا حالا پرنده زیر کردی با ماشینت؟”
گفتم نه.
گفت “من کردم،سه ماه هر شب کابوس دیدم ولی اینا آدم کشتن،آدما آرزو دارن،اینا آرزو کشتن.”