دلم برای باران تنگ شده، از اینکه فاصله ام باهاش در حد یک اسنپ گرفتن، بغل کردنش و پرحرفی های همیشگی من یا گوش کردن به گفتنیهاش روی کاناپه همیشگی کنج خونه نیست احساس غصه میکنم.
در جواب یک سری کسشرهایی که آدمها اینجا مینویسن پاسخهای طنازی به ذهنم میرسه؛ ولی نمیگم چون از بچگیم سعی داشتم تا حد امکان در صفحه انسانها رد پای مجازی کمی به جا بذارم:))))