بردار پیکرش را
آمار اشتباهند
نگذار این عددها او را فرو بکاهند!
او جشن زندگی بود!
عفریت کهنه نگذاشت
از «او» بگو به دنیا
از او که قصهای داشت
از آن گلوی مجروح…
نسلی در کنار آریامهر نایستاد و ایران به چاه ویل تاریخ فرو افتاد.
ما تا آخرین نفسی که داریم برای بیرون آوردن ایران از این مغاک عمیق کنار فرزند آریامهر خواهیم ایستاد.
شاهزاده رضا پهلوی، شهبانو فرح و بانو یاسمین، دهههاست با بیاخلاقی، بیانصافی، بیاحترامی و حتی خیانت کسانی روبهرو بودهاند که برخی از آنان روزگاری از نزدیکان، دوستان یا بستگانشان بودهاند. از دشمنان قسمخوردهشان نیز نمیگویم که با شاه فقید و خانوادهاش چه کردند؛ دشمنی و فشارهایی که در نهایت باعث شد دو فرزند نازنین این خانواده، شاهپور علیرضا و شاهدخت لیلا، تاب نیاورند و در جوانی این دنیا را ترک کنند.
با این همه، حتی یکبار هم ندیدهام که شاهزاده از این بیمهریها گلایه کنند. برعکس، با باور به آگاهی و شجاعت نسل جوان ایران، همچنان استوار ایستادهاند و هرگز درگیر حاشیهها نشدهاند.
اگر از من بپرسند بزرگترین آموختهام از شاهزاده در این سالها چه بوده است، میگویم: شکیبایی، تمرکز بر هدف اصلی یعنی آزادی ایران، و باور به اینکه در گذر زمان، حقیقت و واقعیت آشکار خواهد شد.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
مردی که تمام عمرش را برای این خاک فدا کرده، هنوز با همان عشق و غرور ایستاده و امید را به قلب ما تزریق میکند.
او برای ما فقط یک شاه نیست؛ او آخرین امیدمان، پدر معنویمان و نماد ایرانِ آزاد است که در دل شبهای تاریک�� هنوز نور امید را زنده نگه داشته است. 🇮🇷❤️
#ایران_آزاد
#جاویدشاه
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مز��وران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران ��نده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ا��ران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران
از آن گلوی مجروح،
پژواکِ سرخِ نامش
تیر خلاص حینِ تیمار ِ ناتمامش
از او که کشته برگشت از ��ن یل پیاده
آورد دیگری را بر گردهاش نهاده
از گیسوی پریشان در چنگ دیو و ددها
از آن نگاه پرسان در پاسخ لگدها
از رستخیز این خاک در دفتر اساطیر
اسلوب بازوان آن آرش کمانگیر
از آزمون سوزان بر پیکر سیاوش
از آن حریق بازار آن دامگاه آتش
از بیرقی که برداشت، از نغمهای که سرداد
از او که نیمه جان بود در کیسه های اجساد..
چندین سهیل آنجاست؟ چندین هزار رخسار؟
تا یک به یک ببیند .. خم شد قدش از آوار ..
شاید بریده باشی!
از این بریده تر شو
بر این عفونتِ صبر��
اعجاز نیشتر شو
آگاه و عهده دار ِ درد معاصر خود
رفت و صدای او ماند «… که نه به خاطر خود..»
فردا به رغم کتمان بر داغِ سینهی او
ای آینه!
تو داری
زخمی قرینهی او
این سرزمین به جز زخم
پیغامبر ندارد..
او خود به مادرش گفت «دیگر پسر ندارد..»
…
در بزنگاهی سخت و تاریخی همچنان محکم و استوار پشت قدمهای شاهزاده رضا پهلوی حرکت میکنیم.
میدان از آن فرزندان رضاست.
بلند بگو #جاويد_شاه تا گوشهایشان بیشتر عادت کند.
#پاينده_ایران
من عاشق فوتبالم. افسوس که رژیم، فوتبال را هم به سلاحی علیه مردم ایران تبدیل کرده است.
پرچم ملی شیروخورش��د🇮🇷 را در ورزشگاهها و هرجا فوتبالدوستان گرد هم میآیند، برافرازید.
یاد آنانی که باید کنار ما میبودند، زنده نگه داریم.
تیم ملی واقعی ایران، مردم ایراناند.
#جایشان_اینجا_بود