حس میکنم هر لحظه و هرجای دنیا ،ایرانی که باشیم ،ممکنه نفر بعدی که کشته میشه ما باشیم …
چه تو خیابون،چه زندان،چه پای چوبه دار،چه از غم و افسردگی بودنِ این حرومزاده ها…
لباس پوشیدم و آرایش کردم و بالای ۶ ساعت از آماده سازی تا پیک زدن پشت گوشی،سیگار کشیدن،رقصیدن،گریه کردن با آهنگ های مشترک ،شمع تولد دوستم رو فوت کردن و …آنلاین پشت ویدئوکال بودم و لعنت به آخوند ….
اینکه هر چندوقت یکی از دایی هام پست دلتنگی و مهاجرت برام میفرسته با آهنگ:
نیستی جات چقدر تو خونه خالیه ،دلتنگم
نیستی و دلم ی حالیه ،دلتنگم
بغضیم میکنه :(
خب فکر میکنم میدونم راهکارم چیه ؟
مثل همیشه از کسی کمک نمیگیرم و حرف نمیزنم ،یه مدت میرم تو سکوت و تنهایی خودم و کسی رو نمیبینم ،نقاب لبخندمو میزنم و دروغ خوبم رو تحویل میدم تا بهتر بشم …
من این راه رو خوب بلدم :)