دليل آن باش كه كسی احساس كند ديده مىشود، شنيده مىشود و درک مىشود. آن لبخندى باش كه به كسی يادآورى مىكند تنها نيست. آن اميدى باش كه كسی در ميانِ همهی نا پايداریها به آن چنگ مىزند.
درسته از سن پایین مستقل بودن تجربه کردم و برای داشتن یه زندگی ساده خیلیی تلاش کردم،ولی واقعا تو محیط کارم و جامعه وقتی میبینم خیلی از چیزای پیش پا افتاده رو خانواده ها فراهم میکنن و من محرومم ازش و باید خودمو پاره کنم تا بهش برسم، دلم میگیره و بیشتر بی عدالتی دنیا میخوره تو صورتم
شاید بدترین نوع سوگ، سوگ پیشرس باشد! سوگی که پیش از وقوع فقدان آغاز میشود. ذهن میداند هنوز رخ نداده، اما قطعی بودنش را میفهمد و پیشاپیش در آن فرومیرود. مانند کسی که در سراشیبی ریزش موست و کچلی را محتوم میبیند