خستم حالم از همه چی این مملکت بهم میخوره
از قانوناش
سیستمش
اینکه با هزار بدبختی و یوگا و مدیتیشن و سرگرمی و کار و قرص و هر کوفت دیگهای سعی میکنی حالت رو خوب نگه داری/
بعد تویی که سر قرصات و گیر نیومدنشون یدور اعصابت خورد شده همش با خودت داری فکر میکنی که چه ریعکشنی اگر نشون میدادی بهتر بود و آخرم به نتیجه نمیرسی و پاتو که گذاشتی خونه مثل ابر بهار میترکی.
چون خستهای
چون مردن از زندگی کردن خیلی راحتتر شده.
دو دقیقه نمیگذره پاتو از خونه میذاری بیرون
یه گدای تازه به دوران رسیده جیره خور بی اصل و بیریشه درحالیکه با دهن کثیفش داره یه تیکه آدامس رو نشخوار میکنه میاد از تو و ماشینت برای بار دوم تو چشمت عکس میگیره و پوزخند میزنه چرا چون کلاه سرته!/