توی کتابی که دارم میخونم یجاش نوشته:
ای کاش عقربههای ساعت زندگی میتوانست در جایی که زمان زیادی به خاطر جستوجوی شرمآور و بیثمر به هدر رفته بود، به عقب بازگردد🌱
کاش بازمیگشت :)
خیلی دیرفهمیدم دارم اشتباهی زندگی میکنم و غمگینم بابتش
قولی که شکسته میشه، فقط یه قول نیست؛ یه تیکه از اعتماد رو هم با خودش میبره الان احساس میکنم مهمترین مرزی که برام وجود داشت رعایت نشده و عمیقا ناراحتم💔
قسمت پنجم سریال من و قفلها:
هردری رو قفل میکنم، قفلش هرز میشه!
قفلسازا باید منو اسپانسر کنن، چون عملاً خط تولیدشونو زنده نگه داشتم.
جدی کار من با قفل اینطوریه که نه باز میشه، نه بسته… فقط نابود میشه :)
انگار کلید ندارم، پتک دارم!!
بسه دختر شورشو درآوردی🐈⬛