باندپیچی دستها قبل تمرین واسم یه جورایی مدیتیشنه�� همهچیز باید دقیق و محکم باشه تا موقع ضربه زدن خیالم راحت باشه. انگار تا این کار تموم نشه، ذهنم کاملاً وارد رینگ نمیشه
منطق عجیبی دارن کوچههای اینجا؛ یهو از دل یه محله قدیمی میپری وسط یه ساختمون مدرن که کلا با محیطش غریبه 🫠 تضادهای بصری شهر رو دوست دارم، حتی اگه گاهی رو اعصاب باشن 🫶❤️
همسایهها واقعاً فکر میکنن ما همهچی رو میدونیم
تا میبیننم سریع میپرسن
فلانی کجاست؟
یا چرا ماشین اون یکی
جای همیشگی نیست
آخه من فقط از جلوی
درشون رد میشم
جاسوس نیستم
😂🧐 🔥
شده یه آهنگ تو سرتون گیر کنه که دقیقاً با ریتم قرمز و سبز شدن چراغهای مسیر یکی بشه؟ امروز یه ساعت تو ترافیک بودم و انگار کل شهر داشت با ضربآهنگ اون آهنگ جلو میرفت؛ جوری که اصلاً یادم رفت کجا میرفتم و فقط داشتم با اون ریتم میروندم
ساعتها وقت میذارم تا یه باگ ریز توی گولنگ رو بگیرم و کد رو بهینه کنم
--->
بعدش میرم یه خرید ساده میکنم و با دیدن قیمتها، کل منطق اقتصادیم به هم میریزه و نمیدونم چرا هرچی بیشتر تلاش میکنم، قدرت خریدم کمتر میشه
والا این تضاد واقعاً خستهکنندهست
یه لحظه حواسم نبود و نمک غذا رو زیاده روی کردم. حالا باید ببینم چطوری نجاتش بدم 🤩
واقعاً بعضی وقتا آشپزی شبیه قمار میمونه، یا میشه عالی یا کلاً میریزه