پاسخ به کامنت مرتبط با اطلاعیه تبریک روز مادر: پاسخگوی اصلی چه کسی باید باشد؟
(بخش دوم)
اما نتیجه کار جنگ طلبان که با نپختگی و اطلاعات غلط و احساسی و… خواستار حمله آمریکا و اسراییل به ایران بودند که آنها زحمت بکشند و ایران را تسخیر نمایند و تحویل این عده بدهند که بنده از ماهها قبل به عنوان یکی از مخالفین چنین مداخلهای که به صورت کتبی، صوتی، اعلام در راهپیمایی و… این مخالفت را ابراز نموده و شکست این جریان را اعلام کرده بودم که در نتیجه آن متهم به نداشتن شعور سیاسی، همراهی با ج.ا و بسیاری از افتراهای دیگر شده بودم. ولیکن امروز زمانی است که میتوانیم شاهد بطلان نظرات آنها و صحت و درستی عملکرد خود باشیم.
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری / اطلاعیه پاسخ به کامنت مرتبط با اطلاعیه "تبریک روز مادر": پاسخگوی اصلی چه کسی باید باشد؟
#نه_به_حمله_به_زیرساختها
#نه_به_تصاحب_ثروت_ملی
پاسخ به کامنت مرتبط با اطلاعیه تبریک روز مادر: پاسخگوی اصلی چه کسی باید باشد؟
به دنبال صدور اطلاعیه روز مادر در کانادا، فردی با گذاشتن کامنت مبنی بر این که چرا در این اطلاعیه “خطاب به مادران معترضین کشته شده حوادث اخیر ایران تسلیت نگفتهام” انتقاد نموده است. در پاسخ به این کامنت باید بگویم انتقاد ارسالی درست است و منتظر دریافت چنین کامنتی بودم تا مطالبی را در این رابطه به اطلاع برسانم، هرچند که پاسخ من برای عدهای مثل همیشه به واسطه واقع نگری و فرار از تخیلات و رویا فروشی و… تلخ و ناخوشایند است...
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری / اطلاعیه پاسخ به کامنت مرتبط با اطلاعیه "تبریک روز مادر": پاسخگوی اصلی چه کسی باید باشد؟
#نفی_مداخله_بیگانگان_در_امور_ایران
#نه_به_وطن_فروشی
#نه_به_تصاحب_ثروت_ملی
بازداشت رشید مظاهری پس از خطاب مستقیم به رهبر جمهوری اسلامی؛
شجاعتی که او را به قهرمان واقعی بدل کرد
رشید مظاهری پس از انتشار تصویری از علی خامنهای و نوشتن جملاتی از جمله: «خامنهای بدان که فرماندهی تو بر این خاک ایزدی به پایان رسیده است» بازداشت شد و این پست از اینستاگرام وی حذف شد. همسر او با اعلام خطر نسبت به وضعیت جانیاش تأکید کرده مسئولیت هر آسیبی مستقیماً بر عهده حکومت است.
در چنین بستری، روشن است که علت بازداشت صرفاً یک جمله تند نیست. مسئله خطاب مستقیم بالاترین مقام قدرت در نظامی است که خود را فراتر از پاسخگویی میداند.
به همین دلیل، از منظر نفی بردگی سیاسی و حق تعیین سرنوشت نسلها، هیچ مقامی نمیتواند خود را خارج از دایره نظارت ملت بداند. واکنش فوری حکومت مادام العمر نظام نشان میدهد مسئله اصلی نه یک واژه، بلکه به چالش کشیدن همین مصونیت تثبیت شده است؛ مصونیتی که با ترس، تهدید و هزینهسازی محافظت میشود.
در همین فضاست که قهرمانی رشید مظاهری معنا پیدا میکند. با توجه به تهدیدها و فشارها طی سالیان اخیر، او میدانست اعتراض به بالاترین سطح قدرت چه پیامدی دارد و با این حال عقب ننشست. این تصمیم، انتخابی آگاهانه برای نپذیرفتن سکوتی بود که از او مطالبه میشد. قهرمانی او در همان لحظهای شکل گرفت که حاضر نشد از موضع خود عقبنشینی کند. این همان نقطهای است که شرافت و شجاعت به هم میرسند.
با توجه به همین سابقه برخورد با منتقدان، نگرانی درباره جان او کاملاً جدی است و هرگونه آسیب به او مستقیماً متوجه حاکمیتی است که به جای پاسخ دادن، بازداشت را برگزیده است. در چنین شرایطی، سکوت به عادیشدن این الگو کمک میکند. از همین رو، همه اقشار، بهویژه ورزشکاران، باید خواهان آزادی فوری او باشند.
واقعیت این است، تعداد قابل توجهی از چهرههای ورزشی در برابر بازداشتها، احکام سنگین و حتی خطر اعدام معترضین دیماه، ترجیح دادهاند سکوت کنند و جایگاه خود را حفظ کنند. این سکوت چشم پوشی از ظلم و ظالم است؛ اکنون زمان آن است که این سکوت پایان یابد و حمایت علنی از همه زندانیان و بازداشتشدگان، از جمله رشید مظاهری، اعلام شود.
وقتی انسانی به دلیل بیان موضع خود بازداشت میشود، مسئولیت هر پیامدی متوجه همان قدرتی است که او را در حبس نگه داشته است. این وضعیت باید بیدرنگ پایان یابد و رشید مظاهری فوری آزاد گردد.
#رشید_مظاهری
#IranRevolution2026
#IranMassacre
فعالیت اعضای سازمان صلح طاهری با چاپ و پخش بروشور مانیفست رنسانس ایران آزاد در تهران، دزفول و اندیمشک - بهمن و اسفند ماه ۱۴۰۴
تفکر اینتریونیرورسالیزم، مانیفست رنسانس ایران آزاد را برای انسان آزاد ارائه داد. انسانی که آزاد است، مانیفست رنسانس ایران به دردش میخورد؛ انسانی که آزاد نیست میخواهد تحت بردگی باشد
آیا واقعا کسی به خاطر عقیدهاش میخواهد برده باشد؟
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#اینتریونیورسالیزم
صفآرایی آگاهی در دانشگاههای ایران؛
کشور ملک شخصی حاکمان جمهوری اسلامی نیست
در امتداد خیزش دیماه ۱۴۰۴، دانشگاههای کشور بار دیگر به کانون مطالبهگری تبدیل شدهاند. تداوم اعتراضات و تجمعات دانشجویی در دانشگاههای تهران، صنعتی شریف، امیرکبیر (پلیتکنیک تهران)، شهید بهشتی، علم و صنعت، خواجهنصیرالدین طوسی، الزهرا، سوره، هنر و معماری پارس، تربیت مدرس، علوم اجتماعی تهران، فردوسی مشهد، سجاد مشهد، آزاد مشهد و صنعتی اصفهان نشان میدهد که فضای دانشگاه خاموش نشده و همچنان در کنار ملت ایستاده است.
بازداشت برخی دانشجویان از جمله در دانشگاه آزاد مشهد و خواجه نصیر و اعلام مجازی شدن کلاسهای برخی دانشگاهها، نشانه ترس و نگرانی حاکمیت است.
این اعتراضات صرفاً واکنش به بازداشتها یا فشارهای امنیتی نیست، بلکه ادامه همان مطالبهگری است که در اعتراض به کشتار، سوءمدیریت، چپاول و غارت ثروت ملی و استمرار حکومت مادامالعمری به نام جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
دانشگاهها، مانند همیشه به کانون آگاهی سیاسی و انسجام مطالبهگری تبدیل شدهاند؛ حضوری آگاهانه و مسئولانه که شایسته قدردانی است و نشان میدهد دانشجویان با شجاعت در مسیر تعیین سرنوشت کشور ایستادهاند، جایی که مفهوم «مستخدمین ملت» در برابر الگوی حاکمیت بر مردم قرار میگیرد و اصل نفی بردگی سیاسی و نفی تمرکز قدرت در دست افراد یا جریانات خاص، بهصورت عملی مطالبه میشود.
اعتراضات اخیر بیان روشن بازگشت به دموکراسی و جمهوریت است؛ بازگشتی که نه بر پایه ایدئولوژی و فردمحوری، بلکه بر محور حاکمیت مردم تعریف میشود. دانشگاهها به بستر «صدای سوم» تبدیل شدهاند؛ صدایی که هم حکومت مادامالعمری را نفی میکند و هم تمرکز فردی قدرت را.
پیام این اعتراضات؛ آزادی زندانیان سیاسی، پایان سرکوب و پایان نظامی که با توسل به تهدید، امنیت سازی و تعطیلی کلاسها میکوشد صدای نسل جوان را خاموش کند. دانشجویان مدتهاست اعلام کردهاند که مشروعیت نظامی را که به جای پاسخگویی، به کشتار و سرکوب و تعلیق متوسل میشود، به رسمیت نمیشناسند، کشور ملک شخصی حاکمان جمهوری اسلامی نیست.
آزادی فوری بازداشت شدگان و تأمین امنیت جانی همه دانشجویان، مطالبهای روشن و بدون اما و اگر است. یورش نیروهای بسیج و امنیتی، بازداشت، ضرب و شتم و تهدید دانشجویان، هتک حرمت دانشگاه و سرکوب آگاهی است. دانشگاه میدان اندیشه و آزادی بیان است، نه صحنه خشونت و توحش عوامل خودفروخته نظام.
#صدای_سوم
#اعتراضات_دانشجویی
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
گوساله سامری؛ بردگی درونی
تبدیل هر فردی به «گوسالهی سامری سیاسی» میتواند منجر شود به:
• تکرار استبداد با چهرهای جدید
• تعلیق آگاهی و مسئولیت اجتماعی
• قطبیسازی و فرسایش اعتماد ملی
• سرخوردگی عمیقتر در آینده
ملتی که هنوز منتظر ناجی است، آمادهی آزادی نیست و آزادی بدون آگاهی، فقط تغییر زندان مملکت است که همه در آن زندانی هستند.
#گوساله_سامری_سیاسی
#نفی_بردهداری_سیاسی
دانشگاه در قامت یک ایستادگی تاریخی در دل بحران؛
میان سرکوب و تلاش برای مصادره اعتراض
دوم و سوم اسفند ۱۴۰۴، با تداوم اعتراضهای دانشجویی، بار دیگر روشن شد که دانشگاه همچنان در خط مقدم مبارزه ایستاده است. قدردانی از این نسل، تأکید بر مسئولیتی است که در سختترین شرایط بر دوش گرفتهاند نسلی که با وجود کشتار بی سابقه دیماه و بازداشتهای گسترده، همچنان در صحنه مانده است. ماندن در میدان پس از کشته شدن همکلاسیها و همنسلان، سطح بالای جسارت در نسلی را نشان میدهد که شایسته قدردانی و ستایش است.
این اعتراضها و تحصنها در دانشگاه تهران، صنعتی شریف، امیرکبیر، علامه طباطبایی، شهید بهشتی، هنر تهران، علم و صنعت ایران، خواجه نصیرالدین طوسی، تربیت مدرس، فردوسی مشهد، علوم پزشکی مشهد، دانشگاه سجاد مشهد و همچنین در مراکز دانشگاهی شیراز، اصفهان، تبریز و چند شهر دیگر برگزار شده است.
در جریان این اعتراضات و در بسیاری از دانشگاهها، بویژه دانشگاه تهران، شعارهایی چون «زن، زندگی، آزادی، جمهوری ایرانی»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشد چه رهبر» و «نه سلطنت، نه رهبری؛ آزادی و برابری» طنینانداز شد؛ شعارهایی که هم نفی استبداد موجود و هم رد هر شکل از بازتولید قدرت فردمحور را در بر دارد. این شعارها در فضایی سر داده شد که نیروهای امنیتی و بسیج در دانشگاهها حضور داشتند و برخوردهای تند، توهینآمیز و همراه با ضرب و شتم با دانشجویان رخ داد و برای متفرق کردن آنان از گاز اشکآور استفاده شد؛ شماری از دانشجویان نیز پس از خروج از دانشگاه بازداشت شدند و برخی به دلیل مشارکت در اعتراضها از ورود به دانشگاه و ادامه تحصیل محروم شدهاند، با این حال، بسیاری از دانشجویان عقب ننشستند و در برابر صف نیروهای امنیتی و بسیج ایستادگی کردند.
همزمان با این شعارها، در برخی تجمعات موضوعی متفاوت نیز دیده شد. سردادن شعارها و نمایش نمادهای سلطنتطلبانه توسط چند نفر در تجمعات دانشجویی مشاهده شد که تلاشی برای مصادره یک حرکت مستقل است؛ آن هم در حالیکه دانشگاهها رسماً برائت خود را از حاکمیت موروثی اعلام کرده و بر جمهوریخواهی تأکید دارند. این مداخله بهانه سرکوب و پروندهسازی را تقویت میکند. هوشیاری دانشجویان و مردم ضروری است تا اعتراضات بار دیگر به سود قدرتطلبان مصادره نشود.
در برابر حکومتی مادامالعمر و غیرپاسخگو که بقای خود را در سرکوب و حذف صداهای منتقد جستوجو میکند، ایستادگی دانشجویان تأکید بر حق جامعه برای تعیین سرنوشت خویش و تجلی همان «صدای سوم» است؛ صدایی که نه به استبداد موجود تن میدهد و نه به بازتولید قدرت موروثی رضایت میدهد.
آزادی فوری و بیقید و شرط تمامی دانشجویان بازداشت شده و معترضان ۱۴۰۴، روشن شدن وضعیت تمامی مفقودشدگان از جمله دانشجویان، و توقف استفاده از خشونت علیه دانشجویان و نخبگان کشور، حداقل مطالباتی است که در برابر این وضعیت مطرح است.
مسئولیت هرگونه آسیب، فشار یا نقض حقوق دانشجویان مستقیماً متوجه جمهوری اسلامی و همچنین عواملی است که میکوشند اعتراضات دانشجویی را همچون اعتراضات مردمی دیماه به سود خود، حتی اگر به بهای جان معترضان تمام شود، مصادره کنند.
#صدای_سوم
#اتحاد_جمهوری_خواهان
#از_بازداشتیها_بگو
ثروت ملی و حکومت مادامالعمری
ثروت ملی صاحب میخواهد، مردم آگاه میخواهد، معلوم است که هر کس بیاید این ثروت را خودش نبرد بچههایش میبرند. آقازادههایش و دورقابچیهایش میبرند، نبرند نوه هایش میبرند. اینجور که میآیند و امروز هم که مد شده ریاست جمهوریها هم میخواهند که بکنندش پادشاهی و مادام العمر. هر کس میآید اولین کاری که میکند چه جوری قانون این چند سال را به هم بزند بلکه مادامالعمر بشود و موروثی بشود، بشود شاهنشاهی و بشود پادشاهی.
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#ثروت_ملی
#جمهوری_رنسانسی
In 2026, the #WorldDayofSocialJustice is commemorated under the theme “Renewed Commitment to Social Development and Social Justice.” This year's observance takes place at a critical juncture, following the Second World Summit for Social Development and the adoption of the Doha Political Declaration. In reaffirming the commitments of the 1995 Copenhagen Declaration, Member States have underscored poverty eradication, full and productive employment and decent work for all, and social inclusion as the interrelated pillars of social development.
This year’s theme reflects both recognition of progress achieved and acknowledgement of persistent and emerging challenges. While significant gains have been recorded in poverty reduction, education and social protection coverage, structural inequalities, labour market informality, gender disparities, and declining trust in institutions continue to impede inclusive and sustainable development. A renewed commitment therefore entails strengthening policy coherence across economic, social, and environmental dimensions, reinforcing multilateral cooperation, and placing equity and solidarity at the center of global policymaking.
From Political Commitment to Implementation
Guided by the Doha Political Declaration and the outcomes of the sixty-fourth session of the Commission for Social Development, the 2026 observance emphasizes the imperative of translating political commitments into concrete and measurable outcomes. Advancing social development and social justice requires coordinated, equitable and inclusive policies that integrate the social dimension across macroeconomic, labour, climate, digital, and industrial strategies.
In this regard, Member States have reaffirmed the need for macroeconomic frameworks that generate decent employment opportunities and living wages, strengthen labour market institutions, and ensure universal social protection. Particular emphasis is placed on promoting gender equality, expanding opportunities for young people, supporting transitions from the informal to the formal economy, and ensuring fair and inclusive transformations in the digital and green economies. Enhanced multi-stakeholder collaboration among governments, international organizations, social partners and civil society, is essential to mobilize resources, foster policy innovation, and accelerate implementation of the Sustainable Development Goals, leaving no one behind.
#SocialJusticeDay
در یک سیستم مدرن، مملکت به مجلس مقتدر، قوه قضاییه مستقل و مطبوعات آزاد نیاز دارد، نه به یک پیشوا، رهبر و شاه و… اگر سیستم درست طراحی شود، یک هیئت مدیره مستخدم ملت به درستی میتوانند مملکت را به دور از هر رانت و دزدی و سرقتی اداره کنند. سیستمی که در آن آقازاده و… مفهومی ندارد و وزیر و… نیز به همچنین. همه مستخدم ملت هستند و بس.
#مستخدمین_ملت
#از_دموکراسی_بگو
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
تفکر رنسانسی/مدرن: به دنبال به کرسی نشستن حاکمیت ملت است که نمایندگان متخصص و نخبه به عنوان مستخدمین ملت به استخدام در آمده و انجام وظیفه کنند و حقوق از ملت دریافت کنند و به محض مشاهده بی کفایتی و بی لیاقتی قابل جایگزینی باشند و نه اینکه دیگر نشود سلاح را از دست آنان گرفت.
#حاکمیت_ملت
#تفکر_رنسانسی
#جمهوری_رنسانسی
تودهنی دیدنی پدر شهید به رضا پهلوی
سه روز قبل از این اتفاق یکی ازدوستان مهدی در اینستاگرامش برای پیام نوشت رضا پهلوی! جاوید شاه!
مهدی گفت برو بابا...
هر جایی قراره تمامیت خواهی باشه اونجا استبداد ایجاد میشه...
من افتخار کردم که پسرم برا دموکراسی رفت✌️
#از_دموکراسی_بگو
ایران در آستانه بازتعریف سرنوشت حاکمیت ملی؛
صدای سوم یا استمرار چرخه قدرت متمرکز و فردمحور در لباسی نو؟
آیا جامعه ایران محکوم است میان دو قطبِ «قدرت موروثیِ سلطنتی» و «حاکمیت ایدئولوژیکِ مادامالعمر» دست به دست شود؟
یا میتواند برای نخستینبار آگاهانه راه سومی را پیشه کند؟
در چهار دهه گذشته، مطالبه اصلی مردم؛ آزادی، عدالت و پایان سرکوب بوده است، نه بازگشت سلطنت. اخیرا پررنگ شدن پادشاهیخواهی؛ در بستر استیصال اجتماعی، فشارهای هدفمند اقتصادی و امنیتی و سرمایهگذاری رسانهای و تبلیغات شکل گرفته و کوشیده نامی موروثی را بهعنوان «آلترناتیو آماده» تثبیت کند.
اینجا صرفا مسئله «شخص» نیست؛ مسئله الگوی قدرت است، چه در قالب مدل موروثی و فردمحور و چه در قالب حاکمیتی ایدئولوژیک با تمرکز قدرت در حلقهای غیرپاسخگو با همان رویه مشابه مادام المعری و تجربه تاریخی نشان داده هر زمان قدرت در رأس هرم تثبیت و از امکان عزل عمومی خارج شده، حقوق ملت از هر جهتی قربانی شده است.
«صدای سوم» دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند؛ «صدای جمهوریخواهان» و «صدای مطالبات تاریخی ملت ایران»، برای پایان دادن به تمرکز قدرت در رأس هرم.
این صدا بر نفی حکومتهای مادامالعمر و نفی انتقال موروثی قدرت تأکید دارد، بر جدایی کامل ایدئولوژی از اداره کشور پافشاری میکند و مدیران را نه حاکم، بلکه مستخدمین ملت میداند.
در چارچوب جمهوری رنسانسی، مشروعیت نه از نام خانوادگی و تقدس سیاسی، بلکه از حاکمیت ملت، نظارت دائمی ملت بر ثروت ملی و امکان عزل بیهزینه و دورهای مدیران از طریق انتخابات و مراجعه مستمر به رأی مردم نشأت میگیرد. هیچ نسلی حق ندارد برای نسلهای بعدی نظامی تثبیت کند که راه بازنگری و تغییر آن بسته باشد؛ زیرا تثبیت مادامالعمر قدرت، به معنای محدود کردن حق سیاسی آیندگان و مصادره حق تعیین سرنوشت نسلهای بعد و در نتیجه ریختن خون معترضان آن خواهد بود.
اما سوال اصلی این است که چرا هنوز در ناخودآگاه جمعی ما این تصور وجود دارد که کشور بدون یک شاه یا رهبر فرو میپاشد؟
و پرسش عمیقتر این است که آیا جامعهای که خود را صاحب کشور و ثروت ملی بداند، باید آینده خود را بر تمرکز قدرت در یک چهره بنا کند؟ یا آن را در قالب چارچوبی حقوقی، شفاف، قابل عزل و مبتنی بر نظارت مستمر ملت تثبیت کند؟
این معضل ریشه در ذهنیتی دارد که در بحرانها به دنبال «منجی» میگردد و با تمرکز امید بر یک فرد، پاسخگویی را تضعیف میکند.
«صدای سوم» این ذهنیت را به چالش میکشد و حاکمیت را از «شخص» به «جمع سازمان یافته شهروندان» منتقل میکند؛ چارچوبی که قدرت در آن توزیع شده و همواره در معرض ارزیابی ملت باشد.
از سویی، پرسشهای جدی دیگری نیز مطرح میشود، اگر مشروعیت بر یک نام خانوادگی استوار باشد، تفاوت آن با انتقال موروثی قدرت در چیست؟ رزومه و سابقه اجرایی شفاف کجاست؟ منابع مالی و پشتوانههای سیاسی این پروژه چیست و در برابر آن چه تعهداتی شکل میگیرد؟ اگر رأی ملت تعیینکننده است، طراحیهای پیشاپیش مانند دفترچه اضطرار، برای دوران گذار چه نسبتی با اصل حاکمیت ملت دارد؟!
در بزنگاههایی که جامعه زیر فشار جریانی خاص قرار میگیرد، «نه گفتن» به گزینههای تحمیلی، نشانه بلوغ سیاسی است. اقتدارگرایی، چه مذهبی و چه موروثی، بر این پیشفرض بنا میشود که جامعه یا میترسد یا تن میدهد؛ و شکستن این چرخه با مطالبه شفافیت و حق عزل آغاز میشود، نه با واگذاری سرنوشت جمعی به یک نام.
چرا باید نسلها بهای فروپاشیها و سرکوبها را بپردازند و دوباره به الگویی بازگردند که بر انتقال موروثی یا تثبیت ایدئولوژیک قدرت و به شکل کلی حکومتهای مادام العمر استوار است؟ تجربه تاریخی نشان داده مهار قدرتی که خود را صاحب سرنوشت نسلها بداند، همواره پرهزینهتر از جلوگیری از شکلگیری آن است.
عبور از استبداد با جابجایی نامها رخ نمیدهد؛ با مهار تمرکز قدرت و تغییر چارچوب پاسخگویی رخ میدهد. تقلیل مسئله به «چه کسی» به جای «چگونه اداره شدن»، چرخه تاریخی را تکرار میکند.
«صدای سوم»، صدای «جمهوریخواهان» و بیان صریح «مطالبات ملت ایران» برای استقرار حاکمیت ملی و نفی هرگونه تثبیت مادامالعمر قدرت است؛ تلاشی برای جلوگیری از تکمیل منطق حکومتهای موروثی از طریق اشکال جدید تمرکز قدرت. این مسیر، تثبیت اصل حاکمیت ملت و صیانت از حقوق سیاسی نسلهای آینده است؛ نسلی که نباید قربانی تثبیت قدرت برای امروز شود.
«صدای سوم» دعوت به بلوغ سیاسی و جدایی ایدئولوژی و فردمحوری از حکومت است؛ دعوت به استقرار «جمهوری رنسانسی» بر پایه نفی بردهداری سیاسی، نظارت کامل ملت بر قدرت و تضمین حقوق نسهای آینده.
#صدای_سوم
#جمهوری_رنسانسی
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#توفان_توییتری به منظور گرامی داشت نام و یاد جاوید نامان اعتراضات دی ماه ،از جمله دانش آموزان و معلمان کشته شده
پنجشنبه ۳۰ بهمن ماه۱۴۰۴
ساعت .. : ۲۱ بوقت ایران
هشتک های طوفان :
#نیمکتهای_خالی#کلاسهای_بی_معلم
با شرکت در این توفان توییتری ،نام و یاد صدها دانش آموز و دهها معلم کشته شده را زنده نگهداریم .
بدینوسیله ضمن ارج نهادن به چنبش و خیزش متهورانه مردم رنج کشیده و ستمدیده ایران و اعلام همراهی و همدردی با این خیزش حق طلبانه، مراتب تسلیت و همدردی خود را به مناسبت چهلمین روز شهادت و جان باختن تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان را خدمت خانوادههای جان باختگان جنبش و خیزش ملت قهرمان ایران ابراز می دارد و برای قربانیان این حرکت ظلم ستیزانه از پیشگاه خداوند متعال طلب مغفرت نموده و برای خانواده و بازماندگان عزیز و گرامی این انسانهای وارسته، آرزوی صبر و بردباری و شکیبایی دارم.
لازم به ذکر است: این قهرمانان وطن به دنبال مطالبهگری حقوق تضییع شده خود به خیابانها آمدند تا بتوانند آزادی و حق برخورداری از حقوق سیاسی و اجتماعی خود را احیا کنند. اما متاسفانه با مصادره این حرکت آزادی خواهانه توسط عوامل فرصت طلب و انتساب تبلیغاتی این جنبش بزرگ به اسراییل و... از طرف ج.ا مورد سرکوب قرار گرفته و این انسانهای بزرگ به عنوان عوامل اسراییل به گلوله بسته شدند. در حالی که همگان به خوبی می دانند که این عده فقط در جهت احیای حقوق سیاسی و مدنی خود و مبارزه با ظلم و ستم بودند تا بتوانند با برخورداری از ثروت ملی خود، ملت را از فقر و تنگدستی نجات بدهند و اگر در این رابطه حقوق آنها رعایت شده بود، مسلما هرگز به خیابانها نمی آمدند و مطالبات خود را از نظام پیگیری نمی کردند. همانطوریکه خود نظام جمهوری اسلامی ایران نیز دقیقا با طرح چنین مطالباتی نسبت به نظام شاهنشاهی و انقلاب ملت ایران در سال 57 به روی کار آمد. ولی متاسفانه با تبدیل پشت پرده نظام جمهوری به حکومت مادام العمری اسلامی و زیرپاگذاشتن مطالبات برحق مردم بازهم مانند گذشته اقدام به غارت بیت المال و ثروتهای ملی نموده و باعث ایجاد فقر و فلاکت در بین آحاد مختلف مردم به ویژه در استانهای مرزی کشور شده و آنها را از حق مسلم برخورداری از ثروت ملی محروم و باعث اشاعه فقر و تنگدستی و فساد و... در بین آحاد مختلف مردم گردید. #عرض_تسلیت_پیشگاه_ملت_ایران
#چهلمین_روز_شهادت_هموطنان_مطالبهگر
#ائتلاف_جمهوری_خواهان
#محمدعلی_طاهری
#محمد_علی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#مکتب_عرفان_کیهانی_حلقه
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#نفی_حکومتهای_مادامالعمری
#حکومت_مادامالعمری_خیانت_و_جنایت
#نفی_بردهداری_سیاسی
#اصل_حقوق_ملت
#حفظ_حقوق_آیندگان
#مداخله_سیاسی_حق_هر_آدمی