سعی کردم که بمانی و بریدی به درک
کارمان را به غـم و رنج کشیدی به درک
به جهنم که از این خانه فراری شده ای
عاشقت بودم وهرگزنشنیدی به درک
میوه ی کال غـزل بودم واز بخت بدم
تومراهرگزازاین شاخه نچیدی به درک
فرق خرمهره وگوهرتونفهمیدی چیست
جنس پاخورده ی بازار خریدی به درک