هر وقت دیدی کسی با نهایت غصه تمام تلاشش را میکند
تا شاید، شاید بشود یاد من بیفت
هر جا دیدی کسی ناگهان در جمع قصه اش میگیرد یاد من بیفت
هر وقت آدمی دیدی که حرفی دارد و کسی نیست تا بشنود یاد من بیفت
و این بار تو حرفش را بشنو
اگر روزی من نبودم
هر وقت ابرها رو دیدی یاد من بیفت
هر وقت شعری از محمود درویش یا هر شعر عربی دیگری خواندی یاد من بیفت
هر وقت رمانی از احمد محمود خواندی یاد من بیفت
هر وقت فیلمی از وودی آلن دیدی یاد من بیفت
هر وقت ساز زدن کلهر را دیدی و شنیدی یاد من بیفت
جناب صدر در یکی از صحبتاشون به جامعه ایران اشاره میکنن
که ما ایرانیا از بس دروغ شنیدیم دیگه به هیچ کس اعتماد نداریم و همیشه در حال Decoding هستیم
آیا قیمت این واقعیه
آیا فلانی قابل اعتماده و بهم دروغ نمیگه
آیا جنس فیک نیست
و و و
و متاسفانه همهی جامعهمون درگیر این موضوع هست .
قدر بدانیم از آنانی که از زبان و ادبیات شکوهمند پارسی نگهداری میکنند:
میرجلالالدین کزازی
در سال ۱۳۲۷ در کرمانشاه زاده شد و سالها در دانشگاه علامه طباطبایی ادبیات فارسی تدریس کرد. او دلبستگی عمیق به شاهنامه و فردوسی دارد و از واژههای پارسی بسیار آهنگین و شاعرانه استفاده میکند.
استاد دانشگاه، شاعر، نویسنده و از چهرههای ماندگار فرهنگ و ادب ایران است.
کزازی عضو هیئت امنای بنیاد فردوسی است.
از برجستهترین چهرههای معاصر زبان و ادب فارسی است؛ او را نه فقط یک استاد دانشگاه، بلکه «نگهبان زبان پارسی» میدانند.
تلاش بسیار او برای زنده نگه داشتن هویت فرهنگی و اسطورهای ایران قابل ارزش است.
کزازی معتقد است زبان فارسی فقط ابزار گفتگو نیست، بلکه بخشی از هویت تاریخی و روح فرهنگی ایرانیان است. برای همین در گفتار و نوشتارش تا جای ممکن از واژههای غیرپارسی پرهیز میکند.
او آثار فراوانی نوشته و ترجمه کرده؛ از جمله:
پژوهشها و شرحهای مفصل درباره شاهنامه
کتابهایی درباره اسطورهشناسی ایرانی
ترجمه برخی آثار کلاسیک جهان به فارسی
مقالهها و جستارهایی درباره فرهنگ ایران
آرزوی تندرستی و طول عمر برای این استاد بزرگ زبان و ادبیات فارسی
اختر قاسمی
کلن، ۱۹ می ۲۰۲۶
#میرجلالالدین_کزازی
#زبان_پارسی
مامان سپهر ابراهیمی نوشت کتونی هاشو دو بار داده بود بدوزن که باشگاه بپوشه چون دست مامانش خالی بود برای خرید کتونی جدید.
خب من اینا رو میبینم و قلبم از جاش در میاد.
ج ا به این بچه ها میگه اغتشاشگر؟تروریست؟
کاش باشم و نابودی و زجر تک تک شماهایی که سنگ ج ا و به سینه میزنید ببینم.
باز شما چسی بازا زورتون به عید نوروز رسید؟
تولد عیب نداشت چون یه روزه، عروسی که خب از شیش ماه پیش برنامه چیدن نمیشه کنسل کرد فقط عید نوروز اَخه؟
عید نوروز تنها عیدیه ک به کون اون کصکشا فشار میاره و اونا از خداشونه ما عید نداشته باشیم.
اسمونم به زمین بیاد ما عید و هفت سین داریم!!!
«هرچه کوشیدم تا نوری بر این تاریکی بتابانم، گویی دستهایم کوتاه است و این خاک پر از استعداد، هنوز در خواب غفلت است. ای کاش میتوانستم بیشتر برای این مردم و مملکت خدمت کنم.» #محمدعلی_فروغی
بیاین براتون یه قسمت از شاهنامه تعریف کنم که برگها بریزند ریختنی.
سام که میبینه پسرش،زال، موهاش سفیده و شبیه خودش نیست میبره بچه رو میذاره تو کوه البرز تا بمیره. سیمرغ زال رو پیدا میکنه و بزرگ میکنه. سالها بعد سام پشیمون و نادم میشه و میاد دنبال زال و وقتی میبینتش فردوسی زال رو اینطور توصیف میکنه:
بر و بازوی شیر و خورشید روی
دل پهلوان دست شمشیر جوی
اندامی به قدرت شیر و چهرهای به روشنی خورشید، و مثل یه پهلوان شجاع و آماده گرفتن شمشیر.
شیروخورشید و شمشیر ۱۰۰۰ سال قبل توسط فردوسی اینطوری کنار هم گذاشته شدن.
پیوستگی تاریخی یعنی این.
من طرفدار هیچ جنگی نیستم، نه داخلی، نه خارجی…
ولی دیگه نمیتونم به مردمی که در ۲ روز اعتراضات معیشتی چندین برابر ۱۲ روز جنگ موشکی و نظامی کشته دادن بگم نه ببین راهش این نیست، چون وقتی میپرسن؛ خب تو بگو راهش چیه لال میشم.