برگشتم بهش گفتم ببین من ممکنه کلا همه توجهها و نخ دادنها رو بگذارم به پای انسانیت و دوستی تا جایی که یکبار دوستی بهم گفت برای تو باید طرف زانو بزنه تا بفهمی ازت خوشش اومده و داره پیشنهاد میده…
با تعجب بسیار گفت زانو بزنهههههه
و در افق خیره شد!
یک هفتهاست که فکر میکنم بخاطر لبور پاره کتفمه که بعد از زمین خوردن هفته پیشم انقدر درد دارم دیروز درد کتفم خوبِ خوب شده بود و باز درد داشتم پایین تر از کتفم که رفتم عکس و دکتر و فهمیدم دوتا از دندههام ترک و شکستگی داشتن که رو به بهبودن این شد ۴ بار که نمیفهمم شکستگیو…
اون لحظهای که سوت پایانو زدن و رونالدو دستشو گذاشت گوشه چشمش اشکش نریزه؛
من ریختم بابات تمام لحظهها و روزها و موقعیتهایی که سگ دو زده بودم بهشون برسم ولی در کسری از ثانیه همه چی رفت رو هوا و تموم شد ولی من حتی محبوبیت هم ندارم و زندگی رو نبردم بازم دم رونالدو گرم:)