Habiter یعنی زندگی کردن
Habilité یعنی توانایی
این دو تا از یه ریشهی لاتین میآن که Habēre به معنی داشتنه (داشتن مکانی برای زندگی vs داشتن مهارتی)
آدم تو نگاه اول ارتباط معناییای نمیبینه ولی هست. تو فرانسه از این مثالها زیاده و این باعث میشه از زبان خوندن خیلی لذت ببرم.
حالا چه اصراری دارید بگید سوالات کنکور سادهست؟ گیرم که واقعاً همچین باوری دارید، گفتنش به آدمهایی که اهمیت کنکور کارشناسی تو این بازه از زندگیشون براشون زیاده و تحت هزار نوع فشارن باعث میشه احساس بهتری نسبت به زندگی خودتون داشته باشید؟ از روی کنجکاوی میپرسم فقط.
چیزی که راجع به دار و درخت و کوه و دشت و صحرا دوست دارم اینه که وقتی اونجا کمپ میکنیم و برای بقا میجنگیم یادم میافته که زندگی واقعی چقدر باحالتر از این سیاهچالهی اینترنتیه. انگار یه ریمایندره که باعث میشه حواسم باشه تو اینترنت غرق نشم چون اون یکی زندگی خیلی جالبتره برام.
امشب به آریا گفتم یکی از چیزایی که جایگاه آدمارو توی زندگیم خیلی بالاتر میبره، میزانیه که اون شخص به زنان و آزادی زنها اهمیت میده. نه که زنستیز اطرافم باشه، صرفاً کسی که زن براش خیلی ارزشمند و قابل احترامه فرق داره با یک آدم عادی. اینطوری که: خیلی خوب و فاخر بزرگ شدی، آفرین!
روزی که گذشت یکی از بدترین روزهای زندگیم بود و مکانیزم دفاعی در همچین مواقعی، لواسوونه. نفسم بالا نمیاد وایسا بین من و تهران یه تپه فاصله باشه ببینم تاثیری داره یا نه.