ناراحتکنندهتر اینه که خیلیهاشون ظاهر کاملاً عادی دارن؛ نه لاتن، نه مذهبی، نه عرزشی. اما هر جا زنی جرئت کنه کلیشههای مزخرف جامعه رو بشکنه، کونشون کج میشه این کسخلهای مریض.
داشتم تو اینستا میچرخیدم رسیدم به این. یادم افتاد میلاد شبایی که تو داروخونه تا ساعت ۲ شیفت بود میومد همینجوری مینشست پشت میز شامشو میخورد. من چه میدونستم همون پشت میز غذا خوردناشم یعنی زندگی برا من هنوز اونقد سیاه نشده؟ خیلی گریه کردم. خیلی دلم براش تنگ شده.