از اعتصاب اول که تجمع خیابونی و همراهی کسبه رو دیدم، تصویر #پیروز شد بک گراوند گوشیم، با این جمله که: ماااا هنوز نمردیم، ماااا پیروزیم...
و حالا از این بک گراوند و از این جمله فقط یه صدا مونده:
مااااا مااااا
#حس_کثافت_نه_اسفند
یکی از بچهها که ۶ماه تعلیق خورده تو دومین تجدید نظرش که وزارت خونه تشکیل شده خورده به قطار پیشرفت رئیسی و حکمش شده ۱۸ ماه!
مثل باقی وعده وعیداشون عفو ریاست جمهوریشونم شعاره و کشک!
طرف رو تو خیابون گرفته بودن کمتر هزینه میداد تا دانشگاه!!
#تعلیق#دانشگاه#زن_زندگی_آزادی
ما هم دوست داریم به زندگی عادی برگردیم؛ دوس داریم چیزای خنده دار بنویسیم و بخونیم؛ دوس داریم چیزایی که خوشحالمون میکنه رو با دوستامون به اشتراک بزاریم؛ ولی خجالت میکشیم! تا میام چیزی بنویسم چهرهی تک ��ک کسایی که تو این راه کوچیکترین هزینه ای دادن میاد جلوی چشمم! نکن هزارپدر، نکن!
مهدی تدینی تو یکی از خرده مقالاتش میگه:
معتقدم انقلاب کردنی است! یعنی برخلاف اینکه میگویند «انقلاب کردنی نیست»، بلکه ناگهان «انقلاب میشود»
معتقدم انقلاب به الیت و توده کاملاً کنشگری نیاز دارد که حاضر باشند هزینۀ انقلاب را بپردازد، بر آن پافشاری کنند و در یک کلام «انقلاب کنند»
۱۰
پایکوبیِ شبِ یلدا دارد،
در انتظارِ آن صبح، به امیدِ شبِ منتهی به دمیدنِ آفتاب اولین روزِ آزادیِ زندگیِ زن، به یادِ اسم رمز حک شده بر سنگِ راه نشان، به نامِ والای خونِ پاک مسافرانمان،
به خشم،
به بغض،
به شوق،
آزادی، آزادی، آزادی...
#مهسا_امینی@1500tasvir@FarahmandAlipur
۱
یلدای سوگ
خواستم از یلدایِ سالِ کرونا شروع کنم، از متنی که نوشتم، -سالِ قحطی یلدا ندارد- و بگویم خوش به حال آن سال! سالی که هنوز مهساها، کیانها، مجیدها نه در دورهمیهای شلوغ که لااقل دور یک سفره پیش خانوا��هشان بودند. بگویم هر چند آن کرونای لعنتی بیبی نصرتها و عمو مجیدها را
۹
برای خبرِ آزادیِ قریب الوقوعِ فاطی تا نوبتِ دادسرا، معنای تازهای یافته است.
شبِ بلند، در برابرِ قانون روشنایی، هر سال و هر سال، سر فرود میآورد. چشمهایِ باز در تاریکی به کورسوی نور حساس میشوند، اگر به جبرِ مکان، چشمها را نبسته باشیم..
صبحِ فردایِ یلدایِ طولانیِ جور و ستم،