پیام شاهزاده رضا پهلوی :
ضحاک، برای آنکه نشان دهد مهسا را به قتل نرسانده است، قلب جوانان دیگری را نیز نشانه گرفت، از نیکا و سارینا تا کیان و خدانور، از حمیدرضا و مجیدرضا تا صدها فرزند دیگر ایران.
۲۵ شهریور ۱۴۰۵/۲۵۸۵
کشورها برای مدیریت نرخ موالید نیاز به حرکت به سمت چندفرهنگ گرایی و مهاجر پذیری دارن
این ⬇️آینده ایرانه، یا با زبون خوش به ایران آینده مطلوب خودتون فکر کنید و براش اقدام کنید یا اینکه در سکوت با آینده ای که جلوتونه همراه بشید
از آن آدمهای منفور و مزدبگیر که بگذریم، چیزی هست که در خیلی از مهاجران ایرانی میبینم و خودم هم کموبیش درگیرش بودهام.
فاصله میان یک زندگی عادی در غرب و آنچه امروز در ایران بر مردم میگذرد آنقدر زیاد است که خیلی از مهاجران در برابر نزدیکانشان در ایران نوعی شرم نابهجا احساس میکنند. حسرت و محرومیتی را که از آن طرف میبینند، بهتدریج وادارشان میکند درباره زندگی روزمره خودشان کمتر حرف بزنند. من افراد بسیاری را میشناسم که دیگر حتی عکسهای معمولی زندگیشان را هم در شبکههای اجتماعی منتشر نمیکنند، یا حتی صفحه اینستاگرامشان را بهکلی بستهاند، فقط چون نمیخواهند برای دوستان و خانوادهشان در ایران حسرت ایجاد کنند.
یک واکنش دیگر هم هست که گویی نوعی مکانیسم دفاعی برای سبک کردن بار همین شرم است. خیلی وقتها شروع میکنیم به بد گفتن از جایی ک�� در آن زندگی میکنیم. مثلاً در یک گفتوگوی کاملاً معمولی هنگامی که میگویی «اینجا دارد باران میآید» و در جواب میشنوی: «خوش به حالتان، اینجا از آلودگی نمیشود نفس کشید.» دفعه بعد یا دیگر از ه��ا حرف نمیزنی، یا فوری اضافه میکنی: «البته این باران هم واقعاً خستهمان کرده.»
البته مهاجرت بهخودیخود بسیار سخت است؛ خصوصاً مهاجر ایرانی با دشواریهایی روبهروست که کسی که تجربه مهاجرت نداشته باشد شاید نتواند عمقشان را درک کند. اما این واقعیت نباید باعث شود این واقعیت را انکار کنیم:
اگر در بسیاری از کشورهای غربی مردم دارند «زندگی» میکنند، آن چیزی که ما در ایران تجربه کردیم و عزیزانمان تجربه میکنند، نامش زندگی نیست؛ یک فلاکت و نکبتِ تحمیلشده است.
گفتن این حرف نه فخرفروشی است، نه دلسوزاندن و نه تحقیر مردم ایران. برعکس، باید آن را بلند گفت. چون ��ا وقتی متوجه ابعاد فاجعه نباشیم و وانمود کنیم «آسمان همهجا یکرنگ است» یا «غرب هم هزار مشکل دارد»، اساساً ارادهای برای تغییر شکل نمیگیرد.
اول باید بپذیریم که این وضعیت طبیعی نیست؛ بعد میشود به فکر راه بیرون آمدن از آ�� افتاد و برای تغییرش کاری کرد.
#ایران
#مهاجرت
ورزشکارِ ایران، پزشکِ ایران، فروشندهی ایران، رانندهی ایران، کارمندِ ایران، معلمِ ایران؛ جمعه در رزمایش ۳۱۳ هزار جانفدای تهران، همه یک عنوان میگیرند: جانفدا.
به نیابت از یک شهید شرکت کنیم🌹
#رزمایش_313هزار_جانفدای_ایران
به شخصه احترام تمام قد من برای خانم های ایران زمینم است.
حدی از جوانمردی و پایمردی که بانوان این سرزمین برای آزادی و آزادگی از خود نشان دادند ، نقل داستان شاهنامهها خواهد شد
#زن_زندگی_آزادی
الخلاف السعودي-الإماراتي هو خلاف على مين قائد الخليج وكيف بيندار الإقليم: دولة مركزية موحّدة او شبكة نفوذ عبر ميليشيات وموانئ؟
السعودية تدعم دولة مركزية موحدة هي تسيطر عليها عبر الاسلام والعروبة
الامارات ممكن تتدعم دولة مركزية او التقسيم والانفصال المهم انها لا تدعم الاسلام السياسي ��ثل السعودية
من زمان كانوا متفاهمين بعد الربيع العربي: ضد الإخوان، ضد إيران، حصار قطر. بعدين محمد بن سلمان كبر مشروعه (رؤية 2030)، والإمارات ما عادت بدها تضل «الشريك الأصغر». هون بلش التصادم.
1️⃣ الاقتصاد والنفط
السعودية بدها تكون بديل دبي: شركات، سياحة، مالية، لوجستيات. طلبت نقل المقرات الإقليمية للشركات للأراضي السعودية، ونافست على الاستثمار.
بأوبك: الإمارات بنت طاقة إنتاج أكبر وبدها تضخ أكتر وتقبض هلق. السعودية بدها ضبط الإنتاج حتى السعر ما ينهار على المدى الطويل. التوتر بلّش من 2021، وفي نيسان 2026 الإمارات طلعت من أوبك. هيدا مش خلاف فني بس؛ هو رفض لأبيظبي إنها تضل تحت سقف الرياض.
2️⃣السودان والقرن الأفريقي
من أوضح ساحات الخلاف غير اليمن:
السعودية بتدعم الجيش السوداني (مؤسسة الدولة).
الإمارات متهمة على نطاق واسع بدعم قوات الدعم السريع (حميدتي)، وهي بتنفي. في ذهب، موانئ، وأراضي زراعية، وكمان حساب «مين إسلامي ومين لأ».
نفس المنطق بيظهر بالصومال/أرض الصومال: الإمارات أقرب لأرض الصومال اي التقسيم، وموانئ بربرة واستثمرت فيها، السعودية أقرب لمقديشو ووحدة الصومال.
3) الإسلام السياسي… بس بدرجات مختلفة
الاتنين ضد الإخوان.
الفرق:
الإمارات أصرّت على تصفية الإسلام السياسي حتى لو كسرت الدولة أو دعمت فاعل غير رسمي.
بالنسبة للسعودية الاستقرار أهم من تصفية كل التيارات، إذا الشريك «إسلامي» بيحفظ ا��حدود والدولة بتتعامل معه. كما انها تريد ان تحكم وتسير المسلمين فهي متساهله مع المتطرفبن التي قد تستخدمهم كما تفعل مع السلفيين والوهابيين في اليمن الداعمة لهم.
لهيك الرياض بتشوف أبوظبي «مفتت�� للدول»، وأبوظبي بتشوف الرياض «عم تتساهل مع الإسلام السياسي» لما بينفعها.
4️⃣التحالفات
السعودية قرّبت أكثر من قطر وتركيا أحياناً، وعم تحط أولوية تهدئة الإقليم حتى الاستثمار يمشي. الإمارات ثبتت خط أشد مع إسرائيل وشبكات محلية خارج العواصم الرسمية. لا توجد قطيعة كاملة مع واشنطن ولا بين بعضهم، بس ما عاد في تنسيق استراتيجي متل السابق.
الخلاف مش «عداوة شخصية» بس، ومش مذهب ضد مذهب. هو:
السعودية = مركز عربي كبير + دول قائمة + سعر نفط محكوم + استقرار حدودها.
الإمارات = استقلالية عن سقف الرياض + موانئ وممرات + كسر الإسلام السياسي + فاعلين محليين حتى لو ضد وحدة الدولة.
لا زالت التجارة والاتفاقات والملفات مشتركة. بس الشراكة اللي كانت «ظهر واحد» صارت تنافس مدارَى، وطالع للعلن كل ما ملف إقليمي انفجر.