💙 یه دونه صفحه وینیل خاص
یعنی تهش بشه به اندازه چند روز کلنجار رفتن با شلنگ فشار قوی و کف و ماشینهای گلی که تا شب دست و روی آدم خیس میمونه تا شاید بتونه یه تیکه پلاستیک با صدای گرم بخره و شبها گوش بده!
یه دفترچه یادداشت قدیمی ته کیفم پیدا شد. لیست مسیرهای تور سال پیش بود؛ جاهایی که فکر میکردم حتماً باید ببرمشون. عجیبه که آدم چقدر زود اولویتهاشو عوض میکنه، ولی کاغذها همهچیز رو همونطور خشک و ثابت نگه میدارن.
راستش هر چقدر توی محیط کار روی سیستمها و گردش کار سختگیرم، جلوی پدر و مادرم یهو میشم همون بچهای که حتی نمیدونه جوراباش کجان؛ انگار تمام اون مدیریت و بهینهسازیها تو خونه اثر نمیکنه.
دستی که روی شونهام افتاد و اون لبخند کجِ همسایهی پیرِ تهِ کوچه، یه جوریه که انگار تمام خستگیِ شنیدنِ دردهای تکراریِ کلِ روز رو با یه «خسته نباشی پسرم» میشوره و میبره. واقعاً بعضیها بدون اینکه هیچ مدرکی داشته باشن، دقیقاً میدونن کجا باید دست بزنن 🤘
@Naser4513192378@horreh_jafari عفو برای کسیه که توبه کنه، نه کسی که تو بغل اسرائیل و آمریکا نشسته و خواب سلطنت میبینه. اقتدار یعنی همین، دیگه خبری از تساهل تو برابر خیانت نیست.