نباید از آدمها فراتر از ظرفیت و سرشتشان انتظار داشت.
امید بستن به تغییر رفتار، کردار و پندار کسانی که دین
ر�� به ابزاری برای سرکوب نزدیکان تبدیل کردهاند
معمولاً بیهوده است. گاهی باید پذیرفت که
بعضی آدمها قرار نیست تغییر کنند.
ماییم که باید انتظارمان را
از آنها تغییر دهیم.
قُفلای خونی صندوقچهی ما
هزارون ساله گم کرده کلیده
بیا با قلبامون رستم بسازیم
که اون که دشمنه دیو سفیده
اگه شب مثل زندون تنگ و تاره
کلید صبحمون تو دستای ماست
اگه امشب، شب مرگ ستارهست
چراغ راهمون خورشید فرداست
همغصه: ایرج جنتی عطایی / بابک بیات / آندرانیک / داریوش
«همغصه» ترانهای است که پیامی برای این روزهای ما دارد، ما که دستهایمان از هم جداست، ما که ��اید بیاموزیم پیروزی و آزادی تنها در سایه همبستگی میسر است.
آنچه خانم منشی دفتر اعلیحضرت شاهنشاه رضاشاه دوم آریامهر پهلوی سوم دامة افاضاته، «مقاله» میخواند، چیزی نیست جز انشای آخر هفته نونویساری که به درخواست اربابش، آرزوهایش را انشا کرده باشد.
آنچه این خانم منشی نمیداند این است که مقاله چارچوب دارد، سند دارد، مفاهیم پایه و اصول بی طرفانه و استدلال دارد. در جهان دوقطبی اینان، همه چیز یا سیاه است یا سفید! آنکه به زعم آنها مخالف است «تجزیه طلب» است و هر که موافق اربابشان، «پهلوان».
جورزالمپست، عجالتا بستری شده برای انتشار انشای این تازهقلمهای انشا نویس.
اما خانم «منشی» که ��هان را سیاه و سفید میبیند و کوردها را هم به دلیل کوربینی، سیاه و سفید میکند، جرأت نخواهد داشت از اربابش بپرسد، تجزیه مردمی بود با دولتی؟ از آنها بپرسد با مملکت ایران چه کردند و کجاها را دادند و چه شد؟ نخواهد توانست بگوید پدر و پدربزرگش را چه کسانی بیرون کردند؟ کجا جان دادند و حالا خودش کجاست؟ در دامان همانها که بیرونش کردند یا در آغوش ملت پهلوانخیزش؟
ضمنا جای دوری نخواهد رفت اگر زحمتی به خود میدادند و دست کم ترجمه یکی از متنهای بابلی، اکدی و ایلامی کتیبه کورش را میخواندند تا بدانند که این متن در مورد چیست و به ما آیندگان چه میگوید؟ کتیبه بیستون سند س��کوب سران و شاهان مادستانی است که همه در نقشه کودتای داریوش سرکوب شدند. آنها هم تجزیهطلب بودند!
خانم مدیر ارتباطات! خانم منشی!
سواد چیز بدی نیست، وقت میخواهد که میدانم نخواهید داشت و درد خواهد داشت، آنچه شما نمیخواهید، چرا که دانایی درد دارد و مسئولیت.
کسانی که کورکورانه دنبال مرجع میگردند، هیچگاه نمیتوانند مسیری غیر از آنی که کارفرمایان مرجع خواستار آن هستند را بپیمایند.
پرهیز از افتادن در دام این مراجع، باعث از بین رفتن دوستیها میشود. اما...مردهشوی دوستیای را بردند که بر پایه حماقت و گوسفند بودن باشد،.
اکنون که سپاه کینهورزان
دشمنان زیبایی و انسان
باز آمده از آن سوی تاریخ
با نیت نابودی ایران
هنگامه پیوستگی ماست
پایان هزاردستگیهاست
همراهی و همبستگی ماست