خیلی وقته کاربر های مورد علاقهام دیگه خیلی کم فعالیت میکنن یا تقریبا فعالیتی ندارن.
اینجا فقط نظاره گر NPC های هستم که خودشون، زندگیشون و عقایدشون هیچ اهمیتی برام ندارن.
تا الان خیلی کم مینوشتم ولی فکر کنم بهتر باشه کمتر بخونم و بیشتر بنویسم.
اگه یه آرزو داشتم آرزو میکردم همه ی آدم های اطرافم ف��اموش کنند من کی هستم برای همه ی کسانی که من رو میشناسند از معنا و اهمیت تهی بشم
بنظرم اون موقع زندگیم مال خودم میشه و میتونم بهش پایان بدم.
مدت زیادی هست در این مورد با خودم به توافق رسیدم.
انسان های که دائما حتی تو خواب هایم منو نظاره میکنن و من فقط سعی دارم فراموش کنم که چقدر همه چی پوچ و بینتیجه گذشت و ادامه داره که ��یچوقت طلوع نرسید و شب ظلمت ادامه داره.
تارکوفسکی و پازولینی و کیارستمی و بقیه این عن و گهها اگر اسکات پیلگریم در مقابل دنیا رو میدیدن اون وقت میفهمیدن فیلم خوب چیه این همه کسشر نمیساختن.
اونها دائما با سرعت خیلی زیادی در حال سقوط به سمت زمین هستن ولی چون زمین گرده هیچوقت برخوردی ندارن یجورایی انگار زمین داره اونا رو توی دور میندازه و بعد از زیر پاشون فرار میکنه.
میدونستی این تصور که ماهواره ها سقوط نمیکنن اصولا غلطه، در واقع اونا با سرعت خیلی زیادی به مدار پرتاب شدن ولی مثل توپی که به هوا شوت میشه و بعد با یک انحنا شروع به سقوط میکنه اونا هم برمیگردن ولی اصل قضیه اینجاست که انحنای مسیر سقوط اونها برابر برابر با انحنای سطح زمینه و