بیست سال اقتصاد ایران
ضمن عذرخواهی... میفرمایند که "حکومت پهلوی یه بشکه گُهه که روش دو سانت عسله، به لحاظ اقتصادی"
نظر هر کس محترمه، ولی جا داره ببینیم اعداد و ارقام چی میگه:
▪️اول به لحاظ رشد اقتصادی:
از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ (۱۹۵۶ تا ۱۹۷۶)، بر اساس برآورد بانک مرکزی ایران که در گزارش صندوق بینالمللی پول استفاده شده، رشد واقعی GDP ایران بهطور متوسط ۹٫۸ درصد در سال بوده. صندوق بینالمللی پول این دوره رو یکی از سریعترین دورههای رشد اقتصادی ایران و حتی جهان توصیف میکنه.
▪️به لحاظ درآمد سرانه:
و اما رشد واقعی درآمد سرانه/تولید ناخالص داخلی سرانه بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵:
۱۳۳۵: حدود ۲٬۵۷۷ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵)
۱۳۵۵: حدود ۱۳٬۳۳۰ (دلار بینالمللیِ ثابت ۲۰۰۵)
این یعنی در این بیست سال درآمد سرانه واقعی حدود ۴۱۷٪ افزایش یافته؛ به عبارت دیگه در سال ۱۳۵۵ تقریباً ۵٫۲ برابر سال ۱۳۳۵ بوده
▪️نکتهٔ سوم و مهم: رشد جمعیت
مقایسه جمعیت در این بیست سال
۱۳۳۵: حدود ۱۹٫۳ میلیون نفر
۱۳۵۵: حدود ۳۳٫۶ میلیون نفر.
یعنی در طول این بیست سال درآمد سرانه در حالی بیش از پنج برابر شده که جمعیت حدود ۷۴٪ رشد داشته.
▪️نکتهٔ تکمیلی:
در این جور مواقع بر درآمد نفتی تاکید میکنند. در همین دوره، رشد بخش غیرنفتی حدود ۱۰٫۱ درصد و رشد صنایع و معادن حدود ۱۴ درصد در سال بوده؛ یعنی رشد فقط حاصل افزایش درآمد نفت نبوده.
▪️و اما تورم:
میانگین حسابی نرخهای تورم بین ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ حدود ۶ درصد در سال بوده.
البته حتی در بعضی سالها زیر ۱ درصد بوده. بهتره به تفکیک هم ببینیم:
میانگین تورم سالانه:
— ۱۳۳۵–۱۳۵۵ حدود ۶٪
— دهه ۱۳۴۰ حدود ۲٪
— ۱۳۵۰–۱۳۵۵ حدود ۱۳٪
راستی... گفتم درآمد سرانه در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۳.۳۳۰ دلار بوده، یادآوری کنم در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۹۰۰ دلار بوده. کمتر از یکسوم.
از مهدی تدینی
نظریه نامحبوب :
ماجرای بحرین و جزایر سه گانه از افتخارات دوران پهلوی هست که کمتر گفته شده!
در واقع شاه از هیچی 3تا جزیره استراتژیک رو برای ایران زنده کرد!
تمام هیولاهای دنیا علیهمونن. آخوندا، روس ها، روسوفیل ها، چپ های امریکا، بخشی از راست های امریکا، مسلمونا، فلسطین به کونا، چپ های ایرانی (حیف از کلمه ی ایران که بچسبونم پشت بند شما)، رپر های ایرانی، مصدقی ها، گروه های تروریستی قومیتی استالینی، اروپایی گداگشنه ی کون نشور و...
یک سوال جدی دارم از سیاوش اردلان!
گوشت گرون میشه، برنامه میذاری که گوشت خوب نیست، حشره بخورید.
مرغ گرون میشه، برنامه میذاری مرغ بد است، پیف پیف بوش میاد.
دریای کاسپین رو میخوان ببخشند، توییت میذاری که زبالهها خیلی زیاد شده، پس بدیم بره.
دریای مادرجندگی تو ساحل دارد آیا؟
💭 اگه زیادی سرت تو گوشیه!، این پست برای توئه...
”یه فراتحلیل مهمی رو میخوندم که نشون میداد؛ هرچی بیشتر سرت تو گوشی باشه، به مرور تمرکز کوتاهتری پیدا میکنی، صبر و حوصلهت کمتر میشه و از همه مهمتر، دیگه تحمل حوصلهسررفتگی رو نداری و این آخری بدترین ضربهشه“.
📌 چطوری!
کار را تمیز چیده بودند، اما داماد ابراهیم یزدی و بوقچی بیبیسی سیاووش اردلان گند زدند
رویترز قرار بود با آن ظاهر آبرومند و ژست «تحقیقاتی»اش، یک گزارش سنگین و تمیز علیه شاهزاده رضا پهلوی منتشر کند. مصاحبه با پنجاهوچند نفر، نقلقولهای گزینشی، فضای خاکستری و نتیجهگیری از پیش تعیینشده. همهچیز مهیا بود تا ضربه آرام و بیسروصدا فرود بیاید.
اما دو نفر وسط میدان دویدند و صحنه را خراب کردند.
اول، مهدی نوربخش، داماد ابراهیم یزدی. هنوز گزارش کامل منتشر نشده بود که ذوقزده آمد وسط و فریاد زد: «گزارش فوقالعاده است! تاریکخانه پهلوی و پهلویستها را نشان داده!» همان لحظه معلوم شد این گزارش چقدر «بیطرف» بوده. وقتی داماد نهضت آزادی از نتیجه کار اینقدر کیفور است، دیگر نیازی به تحلیل بیشتر نیست.
دوم، نام بردن از سیاوش اردلان. نوربخش با آبوتاب از زحمت او تعریف کرد، در حالی که اردلان اساساً یکی از بوقهای اصلی بیبیسی فارسی است، نه نویسنده گزارش رویترز. این جابهجایی نامها بیشتر از آنکه اشتباه باشد، بوی هماهنگی پشتپرده میداد؛ انگار رویترز و بیبیسی فارسی در یک اتاق خبر مشترک نشسته بودند و فقط لوگویشان فرق میکرد.
کار را تمیز چیده بودند. قرار بود با کتوشلوار ژورنالیسم بینالمللی بیایند و ضربه بزنند. اما داماد یزدی نتوانست ذوقش را کنترل کند و بوق بیبیسی هم نابهنگام از پشت پرده سرک کشید.
نتیجه؟ آن ظاهر موقر کمی ترک برداشت و نیت اصلی بیش از حد ظاهر
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران